حسرت دستهای سازنده!
یک شب تعطیل است و میهمان دوستی از دوستانم هستم که تار مینوازد. در گوشه اتاق، چشمم به کمانچه زیبایی میافتد. از او میخواهم نغمهای از آن در بیاورد. کمانچه در دستانش سوزناک میخواند. عجب صدایی دارد! از او میپرسم سازندهاش کیست و حال میدانم سازنده آن بانویی از خطه پهناور و هنر پرور خراسان […]
