بعد از جام جهانی چه میماند؛
خاطره مسابقات یا اصلاح فوتبال؟
سعید قوچانی زاده
با پایان حضور تیم ملی ایران در مرحله گروهی جام جهانی ۲۰۲۶، اکنون فرصت آن رسیده است که بهجای ماندن در فضای هیجانی مسابقات، درباره عملکرد تیم و شرایطی که این عملکرد را شکل داد، دقیقتر صحبت کنیم. ایران در سه مسابقه برابر نیوزیلند، بلژیک و مصر به تساوی رسید و از صعود به مرحله بعد بازماند. این نتیجه، نه بهتنهایی تمام واقعیت عملکرد تیم را توضیح میدهد و نه میتواند پرسشهای مربوط به ساختار فوتبال ایران را کنار بزند.
ارزیابی یک تیم ملی باید از تحلیل بازیها آغاز شود: کیفیت دفاع و حمله، میزان هماهنگی بازیکنان، استفاده از فرصتها، تصمیمهای فنی و توانایی سازگاری با سبک حریفان. اما این ارزیابی زمانی کامل میشود که وضعیت آمادهسازی، کیفیت رقابتهای داخلی و امکانات در دسترس تیم نیز بررسی شود.
اشتباه رایج در فوتبال ایران، محدود کردن بحث به انتخاب میان دو روایت ساده است: یا همه چیز را به توانایی سرمربی نسبت میدهیم یا تمام مشکلات را به ساختار نسبت میدهیم. در واقع، عملکرد تیم ملی حاصل تعامل این عوامل است و هرکدام باید جداگانه سنجیده شوند.
اکنون فدراسیون فوتبال میتواند از تجربه جام جهانی برای تعیین اولویتهای اصلاحی استفاده کند. این کار به انتشار گزارشی روشن از اهداف پیش از مسابقات، میزان تحقق آنها و مشکلات شناساییشده نیاز دارد. بدون چنین ارزیابیای، احتمال دارد همان چرخه آشنا تکرار شود: هیجان پیش از تورنمنت، قضاوت احساسی پس از آن و فراموشی تدریجی پرسشهای اصلی.
شکست در صعود، بهخودیخود به معنای شکست کامل یک پروژه نیست؛ همانطور که یک نتیجه خوب نیز الزاماً نشانه موفقیت همه اجزای آن نیست. معیار مهمتر، توانایی یادگیری و اصلاح است.
جام جهانی تمام شده است، اما مسئولیت فوتبال ایران تازه وارد مرحله دیگری میشود. اگر قرار باشد از این تجربه چیزی باقی بماند، باید آن را به برنامهای روشن برای آینده تبدیل کرد؛ برنامهای که در آن، هر تصمیم مسئول مشخص و هر هدف معیار قابل سنجش داشته باشد.




