هرچه خدمات هوشمندتر می‌شوند، ضرورت دانستن اینکه چه اطلاعاتی جمع‌آوری می‌شود و چگونه به کار می‌رود، بیشتر می‌شود

حریم خصوصی ؛ قربانی هوش مصنوعی

محمد جواد اصغری

 

بسیاری از ما برای دریافت یک پاسخ سریع، ویرایش یک متن، ترجمه یک سند یا استفاده از خدمات آنلاین، اطلاعاتی را در اختیار سامانه‌های دیجیتال قرار می‌دهیم. این کار معمولاً ساده و کم‌هزینه به نظر می‌رسد؛ چند جمله وارد می‌کنیم و در مقابل، پاسخی آماده دریافت می‌کنیم. اما در پشت این سهولت، پرسشی وجود دارد که اغلب تا زمان وقوع یک مشکل جدی به آن فکر نمی‌کنیم: اطلاعاتی که در اختیار سامانه می‌گذاریم، پس از پایان کار چه سرنوشتی پیدا می‌کنند؟

گسترش هوش مصنوعی اهمیت این پرسش را افزایش داده است. بسیاری از خدمات دیجیتال برای عملکرد بهتر به داده نیاز دارند؛ داده‌هایی که می‌توانند از متن و تصویر تا الگوهای رفتاری و اطلاعات مربوط به فعالیت کاربران را در بر بگیرند. البته همه سامانه‌ها اطلاعات را به یک شیوه جمع‌آوری یا نگهداری نمی‌کنند و نمی‌توان درباره تمام ابزارهای هوش مصنوعی حکم یکسانی صادر کرد. با این حال، هرجا اطلاعات شخصی وارد یک فرایند دیجیتال می‌شود، باید روشن باشد چه داده‌ای جمع‌آوری می‌شود، برای چه هدفی به کار می‌رود و چه کسانی امکان دسترسی به آن را دارند.

یکی از مشکلات اصلی، نابرابری میان آگاهی کاربران و پیچیدگی خدماتی است که استفاده می‌کنند. افراد معمولاً با هدف حل یک مسئله فوری وارد یک سامانه می‌شوند، نه برای مطالعه جزئیات فنی و حقوقی آن. از سوی دیگر، متن‌های طولانی شرایط استفاده نیز همیشه به درک واقعی کاربر کمک نمی‌کنند. بنابراین، صرف وجود یک گزینه پذیرش یا تأیید، لزوماً به معنای رضایت آگاهانه نیست؛ به‌خصوص وقتی فرد بدون پذیرش شرایط، عملاً امکان استفاده از خدمت موردنیاز خود را از دست می‌دهد.

خطر حریم خصوصی فقط به افشای مستقیم اطلاعات محدود نمی‌شود. ترکیب داده‌هایی که هرکدام به‌تنهایی چندان حساس به نظر نمی‌رسند، گاهی می‌تواند تصویری دقیق از رفتار، علایق یا وضعیت یک فرد بسازد. همچنین اطلاعاتی که برای یک هدف جمع‌آوری شده‌اند، ممکن است در آینده برای هدفی متفاوت به کار روند. همین امکان استفاده ثانویه از داده‌ها، ضرورت تعیین محدودیت‌های روشن و نظارت بر شیوه پردازش اطلاعات را افزایش می‌دهد.

البته پاسخ به این چالش، محروم‌کردن مردم از ابزارهای هوشمند نیست. چنین رویکردی هم دشوار است و هم می‌تواند مزایای واقعی فناوری را از دسترس کاربران دور کند. مسئله، ایجاد توازن میان بهره‌مندی از خدمات و حفظ حقوق افراد است. کاربران باید بتوانند اطلاعات حساس را از داده‌های عمومی تفکیک کنند، از واردکردن اطلاعات غیرضروری پرهیز کنند و پیش از استفاده از ابزارها، سیاست‌های مربوط به نگهداری و استفاده از داده‌ها را بررسی کنند. در محیط‌های حرفه‌ای نیز لازم است سازمان‌ها قواعد مشخصی برای ورود اسناد محرمانه، اطلاعات مشتریان و داده‌های کارکنان به سامانه‌های هوش مصنوعی داشته باشند.

با این حال، مسئولیت اصلی نباید به احتیاط فردی کاربران محدود شود. شرکت‌های فناوری باید درباره شیوه استفاده از داده‌ها شفاف باشند، اطلاعات غیرضروری را جمع‌آوری نکنند و امکان کنترل مؤثر را در اختیار کاربران قرار دهند. قانون‌گذاران نیز باید چارچوب‌هایی متناسب با خطرهای واقعی ایجاد کنند؛ چارچوب‌هایی که هم از حقوق افراد حفاظت کنند و هم امکان توسعه مسئولانه فناوری را باقی بگذارند.

حریم خصوصی در عصر هوش مصنوعی، صرفاً مسئله پنهان‌ماندن یک رمز عبور یا شماره تماس نیست. موضوع، اختیار انسان بر اطلاعاتی است که می‌تواند بر فرصت‌های شغلی، روابط اجتماعی، اعتبار و تصمیم‌های مربوط به زندگی او اثر بگذارد. اگر این اختیار به‌تدریج از افراد گرفته شود، راحتی دیجیتال ممکن است به بهایی سنگین‌تر از آنچه تصور می‌کردیم تمام شود.

اعتماد عمومی به فناوری با وعده‌های بزرگ یا طراحی‌های جذاب به دست نمی‌آید. این اعتماد زمانی شکل می‌گیرد که مردم بدانند اطلاعاتشان چرا دریافت می‌شود، چگونه محافظت می‌شود و در صورت نقض حقوقشان چه راهی برای پیگیری دارند. هوشمندترشدن خدمات نباید به معنای کم‌رنگ‌شدن حق مردم برای دانستن و انتخاب‌کردن باشد.

image_print