خلأ روایت در روزهای سرنوشت‌ساز

حاتم مهجوری | فعال سیاسی – رسانه‌ای
جنگ، صرفاً یک مواجهه نظامی نیست؛ بلکه وضعیتی است که در آن، همه سطوح حیات سیاسی و اجتماعی دچار دگرگونی می‌شود. در چنین شرایطی، زمان‌بندی تحولات دیگر تابع تقویم‌های معمول نیست؛ تصمیم‌ها و رخدادها در مقیاس «ساعت» شکل می‌گیرند و هر لحظه می‌تواند معادلات جدیدی را رقم بزند. این ویژگی، فهم و مدیریت شرایط جنگی را به‌مراتب پیچیده‌تر از وضعیت عادی می‌کند.
در این میان، نقش جامعه و افکار عمومی را نمی‌توان به حاشیه راند. تجربه نشان داده است که در بزنگاه‌های حساس، «مطالبه‌گری» و «پشتیبانی» مردم، نه در تقابل، بلکه در امتداد یکدیگر معنا پیدا می‌کنند. همان‌گونه که در سطح کلان، میدان و دیپلماسی به‌عنوان دو بازوی مکمل عمل می‌کنند، در سطح اجتماعی نیز حمایت و مطالبه‌گری دو وجه از یک واقعیت واحد هستند. جامعه‌ای که خود را در سرنوشت کشور سهیم می‌داند، هم از تصمیمات کلان حمایت می‌کند و هم نسبت به آن‌ها حساس و مطالبه‌گر باقی می‌ماند. این سرمایه اجتماعی، در شرایط جنگی یک فرصت راهبردی است که باید به‌درستی درک و مدیریت شود.
با این حال، بهره‌گیری از این ظرفیت، نیازمند یک پیش‌فرض اساسی است: «اعتماد». بدون وجود اعتماد، مطالبه‌گری به بی‌اعتمادی و حمایت به انفعال تبدیل می‌شود. در چنین شرایطی، جامعه به‌جای انسجام، دچار دوگانگی خواهد شد. تجربه دوران جنگ نیز نشان می‌دهد که صراحت، شفافیت و انتقال مستقیم مواضع به مردم، یکی از مهم‌ترین عوامل حفظ این اعتماد بوده است. امروز نیز، در شرایطی که بخشی از تحولات در حوزه دیپلماسی جریان دارد، استمرار این شفافیت نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت است.
مسئله‌ای که در این میان بیش از هر چیز جلب توجه می‌کند، «شکاف در روایت» است. اگر در میدان، روایت‌ها عموماً شفاف، سریع و قابل فهم به جامعه منتقل می‌شود، در حوزه دیپلماسی این روند با ابهام، تأخیر و بعضاً سکوت همراه است. این در حالی است که در سوی مقابل، بازیگران بین‌المللی با بهره‌گیری از ابزارهای رسانه‌ای، به‌صورت مستمر در حال تولید و تثبیت روایت‌های خود هستند. نتیجه چنین وضعیتی، شکل‌گیری عدم توازن در میدان روایت است؛ جایی که افکار عمومی با داده‌های ناقص یا یک‌سویه مواجه می‌شود.
در شرایطی که جامعه همزمان در حال حمایت از تصمیمات کلان و انتظار برای دریافت توضیحات روشن است، نادیده گرفتن افکار عمومی می‌تواند به تضعیف همان سرمایه اجتماعی منجر شود که در میدان به‌عنوان پشتوانه عمل می‌کند. روایت‌گری، به‌ویژه در مقاطع حساس، بخشی جدایی‌ناپذیر از مدیریت بحران است و نمی‌توان آن را به حاشیه راند.
آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد، بازتعریف نسبت میان «میدان، دیپلماسی و افکار عمومی» است؛ نسبتی که اگر بر پایه شفافیت و اعتماد شکل بگیرد، می‌تواند انسجام اجتماعی را تقویت کند و در غیر این صورت، به شکاف‌های پنهان دامن بزند. در روزهایی که هر ساعت آن می‌تواند تعیین‌کننده باشد، سکوت در روایت، نه بی‌طرفی، بلکه واگذاری میدان به روایت‌های رقیب است.
image_print