shampoo

تکرار دولت اعتدالی یا سهم خواهی از کابینه بعدی

گزینه مورد حمایت روحانی برای 1400 کیست؟

علی روغنگران

با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری 1400 هر روز نام های مختلفی را می شنویم که از آن ها به عنوان گزینه های احتمالی جریان های مختلف نام برده می شود و البته هر کدام هم به نوعی مورد حمایت فرد یا گروهی بوده و احتمالا به امید همین حمایت ها هم به عرصه این رقابت سخت ورود پیدا کنند. اما در میان همه این گزینه‌های بالقوه ریاست جمهوری، برخی معتقدند رضا اردکانیان نامزد محبوب روحانی برای انتخابات 1400 است. اصلا به پشتوانه همین حمایت‌ها بوده که اردکانیان شعار برق رایگان را سر داده و رئیس جمهور هم از این ایده حمایت کرده و بعید نیست همین شعار‌ها تا زمان انتخابات افزایش بیابد. شاید حسن روحانی ترجیح می‌دهد بعد از انتقادات تندی که به رفتار‌های واعظی شده است، برای تکرار دولت اعتدالی از یک مدیر تکنوکرات تحصیلکرده دفاع کند و اردکانیان را به امثال نوبخت و آذری جهرمی ترجیح بدهد. او گمان می‌کند شعار آب و برق رایگان هنوز برای مردم جذاب است. رضا اردکانیان 63 ساله و همشهری سیدمحمد خاتمی است؛ دوران نوجوانی را در اصفهان و تهران گذرانده یکی از تحصیل‌کرده‌ترین وزیران دولت روحانی است. او عضو هیات علمی دانشگاه صنعتی شریف و متخصص بین المللی مدیریت منابع آب و محیط زیست است و مدرک دکترا در زمینه مدیریت منابع آب را از دانشگاه مک مستر کانادا دریافت کرده است. اردکانیان در دوران تحصیل در دانشگاه صنعتی شریف عضو سازمان دانشجویان مسلمان دانشگاه صنعتی شریف بود؛ او در همان دوره‌ای تحصیل می‌کرد که چهره‌های موثر دانشگاه نیز تحصیل می‌کردند و در نهایت عملیات تسخیر سفارت را اجرا کردند، اما اردکانیان به اندازه دیگر رفقای خود، سیاسی نشد. او از مهرماه سال 1364 به عنوان مشاور و مسئول دفتر وزیر کشور با علی اکبر محتشمی‌پور همکاریش را آغاز کرد، که تا دو سال در این سمت و سپس از 1366 تا 1368 به عنوان معاون امور محلی و عمران شهری وزیر کشور فعال بود. از نیمه سال 68 و در پایان دولت میرحسین موسوی در وزارت نیرو (دوره بیژن نامدار زنگنه) همکاری خود را با تاسیس و اداره معاونت برنامه‌ریزی و هماهنگی امور اقتصادی تا سال 1369 ادامه داد. این معاونت به منظور ایجاد هماهنگی بیشتر بین بخش‌های ستادی حوزه برق و آب وزارت نیرو بود. در ابتدای دولت محمد خاتمی در سال 1377، از سوی وی برای همکاری با دولت نیز دعوت شد و به عنوان قائم‌مقام وزارت نیرو در دوره حبیب‌الله بیطرف (1377 – 1380) فعالیت نمود. در دولت دوم محمد خاتمی از سال 1380 تا 1384 به عنوان معاون وزیر نیرو در امور آب و مدیر عامل و رئیس هیات مدیره شرکت مدیرت منابع آب ایران به همکاری خود ادامه داد. نام اردکانیان با این سابقه سیاسی به عنوان کاندیدای احتمالی انتخابات ریاست جمهوری 1400 مطرح شده است؛ برخی معتقدند او تکنوکراتی است که می‌تواند به لحاظ اجرایی گزینه مناسبی باشد. برخی فعالان سیاسی در تحلیل‌های خود اینگونه می‌گویند که طرح گزینه‌هایی همچون اردکانیان بیش از آنکه واقعی باشد، راهی است برای سهم‌گیری سیاسی در کابینه دولت بعدی؛ به این ترتیب که چندین گزینه مطرح می‌شود و در نهایت با کنار کشیدن آنها سهمی در کابینه بعدی برایشان کنار گذاشته می‌شود.

 

برخی فعالان سیاسی در تحلیل‌های خود اینگونه می‌گویند که طرح گزینه‌هایی همچون اردکانیان بیش از آنکه واقعی باشد، راهی است برای سهم‌گیری سیاسی در کابینه دولت بعدی؛ به این ترتیب که چندین گزینه مطرح می‌شود و در نهایت با کنار کشیدن آنها سهمی در کابینه بعدی برایشان کنار گذاشته می‌شود. شاید اردکانیان خیلی اهل چنین لابی‌هایی نباشد اما او در دولتی وزارت می‌کند که اعضایش سیاسی‌ترین و پر لابی‌ترین دولت جمهوری اسلامی هستند

 

شاید اردکانیان خیلی اهل چنین لابی‌هایی نباشد اما او در دولتی وزارت می‌کند که اعضایش سیاسی‌ترین و پر لابی‌ترین دولت جمهوری اسلامی هستند. منتقدان اردکانیان نیز می‌گویند او چهره‌ای نیست که بتواند اجماعی ایجاد کند و اساسا مشخص نیست به کدام طیف فکری در ایران تعلق دارد و مهمتر آنکه سخت است بتوان پذیرفت که او توانایی ستاد زدن و جمع کردن چهره‌های سیاسی و اجرایی را داشته باشد. زمانی حامیان میرحسین موسوی می‌گفتند طول خیابان ولیعصر از راه آهن تا تجریش را زنجیره انسانی تشکیل داده‌اند و خیابان را سبزپوش کرده‌اند. حامیان اردکانیان اما لازم نیست طول خیابان را زنجیره انسانی تشکیل دهند و همینکه بتوانند عرض خیابان را پر کنند، دستاورد بزرگی محسوب می‌شود. شاید دولت گمان می‌کند با شعار برق رایگان می‌تواند محبوبیت وزیر نیرو را افزایش دهد؛ شاید این اتفاق بیافتد اما تجربه نشان داده این شعار یکبار سال‌ها پیش گفته شده و حالا بیان آن پس از چهل سال، آنهم در اوج کسری بودجه دولت که به کوچکترین درآمدهای عمومی نیاز دارد، ارائه خدمات رایگان بیشتر به شوخی شبیه است و پذیرش آن از سمت مردم نیز شوخی بزرگتری است. وزیر شدن اردکانیان یکی از اتفاقات عجیب مجلس دهم بود. حسن روحانی ابتدا حبیب الله بیطرف را برای وزارتخانه معرفی کرد. بیطرف در دولت خاتمی هم مسئولیت وزارت نیرو را بر عهده داشت. با این حال با مخالفت نمایندگان؛ مخصوصا نمایندگان جنوب در ماجرای سدسازی‌هایی که برای مردم خوزستان ویرانگر بود، بیطرف را به وزارتخانه نرساند؛ آنهم در شرایطی که او بیشترین رای را در فراکسیون امید آورده بود. بعد از عدم اعتماد به  بیطرف، این بار روحانی در حالی اردکانیان را معرفی کرد که یکی از نزدیکترین افراد به بیطرف به شمار می‌رفت. هر دو یزدی بودند و هر دو مدیر خاتمی بودند و هر دو از حلقه دانشجویان پیرو خط امام به شمار می‌رفتند. حتی زمانی که بعد از دولت خاتمی، بنیاد باران تاسیس شد، بیطرف به عنوان بازرس و اردکانیان به عنوان بازرس علی البدل انتخاب شدند. سرانجام رضا اردکانیان با 225 رای موافق، 38 رای مخالف و 13 رای ممتنع  به وزارت نیرو رفت. تنها تفاوت اردکانیان و بیطرف، سیاسی بودن دومی بود که برای اصولگرایان  مجلس قابل تحمل نبود. حالا همان فردی که محبوب اقلیت مجلس قبل بود، می‌خواهد به صندلی پاستور برسد. این راه دور نیست، اما بسیار سخت‌تر از گرفتن رای اعتماد از مجلس است. اردکانیان یکی از وزیران دولت روحانی است که همواره به داشتن تابعیت دوگانه متهم است. او در زمان دولت هاشمی ساکن کانادا بود و در سال‌های دولت احمدی نژاد نیز به آلمان رفته بود. خود او درباره تابعیت دو گانه می‌گوید: «طی ده سال اخیر در کشور آلمان (86 تا 96) و قبل از آن هم برای تحصیلات تکمیلی حدود هفت سال در کشور کانادا (70 تا 77) زندگی کرده‌ام اما به دلایل فکری هیچ پیشنهادی را برای اخذ تابعیت دوگانه در زمان حضور در کشور کانادا و حتی فعالیت در سازمان ملل و در کشور آلمان و هر جای دیگری نپذیرفته و اقدامی هم نکرده‌ام و در بدو طرح موضوع پیشنهاد حضورم در وزارت نیرو نیز در کمیسیون‌های مختلف مجلس و مصاحبه‌های خبری بار‌ها اعلام کرده‌ام تابعیت هیچ کشوری به جز جمهوری اسلامی ایران را نداشته و نخواهم داشت.»

با این حال فرزندان اردکانیان ساکن انگلستان و آلمان هستند و البته خود او می‌گوید آن‌ها قصد بازگشت دارند و منتظرند دوران تحصیلشان تمام شود. البته ظاهر موضوع تابعیت دوگانه و زندگی همه خانواده در خارج کشور دست کم از نظر عده ای از مسئولین موضوع مهمی نیست؛ چه اینکه فرزندان عمده مقامات کشور در خارج کشور زندگی می‌کنند و دولت هم با روی باز پذیرای آنهاست. نوبخت گفته بود فرزندان مقامات که خارج کشور زندگی می‌کنند، سربازان نظام در خارج هستند.

image_print

pishgaman

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *