لیدی ال
جواد لگزیان “پنجره باز بود. دسته گل لاله و رز بر زمینه آسمان آبی و نور تابستانی، تابلوهای ماتیس را به خاطرش می آورد و حتی به نظر میرسید گلبرگهای زردی که بر چارچوب پنجره افتادهاند، به ظرافت از قلم موی استادی بزرگ تراویده اند.لیدی ال از رنگ زرد بیزار بود و تعجب میکرد که […]
