تأملی بر دسترسپذیری شهری در روز جهانی معلولان؛
شهرِ نابرابر!
مریم اصغری
برای بسیاری از شهروندان، عبور از یک خیابان، بالا رفتن از پل عابر پیاده یا قدم زدن در پیادهرو تجربهای عادی و روزمره است. اما برای فردی که با ویلچر حرکت میکند یا نابینایی که مسیر خود را با نشانههای لمسی پیادهرو پیدا میکند، همین مسیرهای ساده گاه به مجموعهای از موانع تبدیل میشود. تجربهای که نشان میدهد مسئله معلولیت تنها به محدودیتهای جسمی افراد مربوط نیست، بلکه به میزان آمادگی شهر برای پذیرش همه شهروندان نیز وابسته است.
در نگاه نوین به مقوله معلولیت، تأکید بر این است که محدودیتهای افراد تنها عامل دشواریهای زندگی آنان نیست؛ بلکه بخش مهمی از این دشواریها به محیط پیرامون و نحوه طراحی فضاهای شهری بازمیگردد. شهری که پیادهروهای آن رمپ استاندارد ندارد، پلهای هواییاش برای همه قابل استفاده نیست و مسیرهای ویژه نابینایان در آن کارکرد واقعی ندارند، عملاً بخشی از شهروندان خود را از حضور فعال در زندگی شهری محروم میکند.
در مشهد، شهری که سالانه میلیونها زائر را در خود جای میدهد، موضوع مناسبسازی شهری برای افراد دارای معلولیت بارها مورد توجه رسانهها و فعالان اجتماعی قرار گرفته است. گزارشهای متعددی از سوی خبرنگاران درباره نبود رمپ ویلچر در بسیاری از پیادهروها، اختلاف سطحهای نامناسب در مسیرها و دشواری تردد برای افراد دارای محدودیت حرکتی منتشر شده است. برای بسیاری از این شهروندان، تردد در سطح شهر نه یک فعالیت عادی، بلکه چالشی روزانه است.
وضعیت پلهای هوایی نیز نمونه دیگری از این چالشهاست. در برخی از این پلها آسانسورهایی نصب شده که قرار بوده امکان استفاده افراد دارای معلولیت، سالمندان یا حتی خانوادههایی با کالسکه کودک را فراهم کند؛ اما در عمل، بسیاری از این آسانسورها یا از ابتدا فعال نشدهاند یا پس از مدتی دچار خرابی شده و بدون تعمیر باقی ماندهاند. در چنین شرایطی، زیرساختی که با هدف تسهیل تردد طراحی شده، عملاً برای گروهی از شهروندان غیرقابل استفاده میشود.
برای نابینایان نیز وضعیت چندان متفاوت نیست. موزاییکهای زرد راهنما که قرار است مسیر حرکت آنان را مشخص کند، در بسیاری از نقاط شهر یا بهدرستی اجرا نشده یا در طول زمان آسیب دیده و تخریب شده است. در برخی موارد نیز این مسیرها با موانعی مانند تابلوهای تبلیغاتی، دستفروشیها یا موتورسیکلتهای پارکشده مسدود میشوند؛ موضوعی که نه تنها کارکرد این مسیرها را از بین میبرد، بلکه امنیت تردد نابینایان را نیز به خطر میاندازد.
در چنین فضایی، زندگی روزمره برای افراد دارای معلولیت بیش از آنکه به محدودیتهای فردی آنان مربوط باشد، به موانعی بازمیگردد که در محیط شهری وجود دارد. بسیاری از آنان برای انجام سادهترین فعالیتهای روزانه—از رفتن به محل کار یا دانشگاه گرفته تا حضور در فضاهای عمومی—ناچارند با دشواریهایی روبهرو شوند که اگر شهر به شکل مناسب طراحی شده بود، اساساً وجود نداشت.
با این حال، افراد دارای معلولیت تنها گروهی نیازمند حمایت نیستند؛ آنان بخشی فعال از جامعهاند که در حوزههای مختلف علمی، فرهنگی و اجتماعی نقشآفرینی میکنند. آنچه بیش از هر چیز ضرورت دارد، فراهم کردن شرایطی است که این شهروندان بتوانند بدون موانع اضافی در زندگی اجتماعی حضور داشته باشند.
روز جهانی معلولان تنها فرصتی برای بیان همدلی یا برگزاری مراسم نمادین نیست؛ بلکه باید یادآور مسئولیتی جدی در قبال طراحی شهری و حقوق شهروندی باشد. شهری که برای افراد دارای معلولیت قابل استفاده باشد، در واقع شهری انسانیتر برای همه است. تا زمانی که عبور از یک پیادهرو یا استفاده از یک پل هوایی برای بخشی از شهروندان به چالشی جدی تبدیل شود، نمیتوان ادعا کرد که شهر به معنای واقعی کلمه برای همه ساخته شده است.




