قهرمانان از کجا میآیند؛
چرا استعدادیابی را فقط وقت مدال به یاد میآوریم؟
سعید قوچانی زاده
وقتی یک ورزشکار جوان در رقابتهای بینالمللی به موفقیت میرسد، معمولاً موجی از تبریکها و تقدیرها به راه میافتد. نام مربی، باشگاه و خانواده او در خبرها مطرح میشود و مسئولان از ظرفیتهای ورزش کشور سخن میگویند. اما پرسش مهمتر این است که پیش از رسیدن به آن مدال، چه مسیری پیش روی این ورزشکار بوده است؟
قهرمانان یکشبه ساخته نمیشوند. پشت هر موفقیت ورزشی، سالها تمرین، امکانات مناسب، مربی متخصص، حمایت خانواده و دسترسی به رقابتهای منظم قرار دارد. اگر یکی از این حلقهها ضعیف باشد، استعدادهای فراوانی ممکن است پیش از ورود به ورزش حرفهای از مسیر خارج شوند.
استعدادیابی نیز صرفاً به معنای شناسایی یک کودک با توانایی جسمانی مناسب نیست. نظام استعدادیابی باید امکان رشد تدریجی، آموزش اصولی و ارزیابی مستمر را فراهم کند. انتخاب زودهنگام و فشار بیش از اندازه برای کسب نتیجه، حتی ممکن است به فرسودگی ورزشکاران جوان منجر شود.
در ایران، پیوند میان مدارس، هیئتهای ورزشی، باشگاهها و فدراسیونها میتواند نقشی اساسی در شناسایی و پرورش استعدادها داشته باشد. با این حال، صرف وجود این نهادها کافی نیست؛ هماهنگی میان آنها، تأمین منابع و مشخص بودن مسئولیت هر بخش اهمیت بیشتری دارد.
نکته دیگر، دسترسی برابر به فرصتهای ورزشی است. اگر امکانات باکیفیت تنها در شهرهای بزرگ یا برای خانوادههای برخوردار فراهم باشد، بخش بزرگی از ظرفیت انسانی کشور پیش از آنکه شناسایی شود، از دست خواهد رفت.
سرمایهگذاری در ورزش پایه شاید بهاندازه خرید یک ستاره مشهور، نتیجه فوری و پرسروصدا نداشته باشد، اما آینده ورزش قهرمانی بدون آن شکل نمیگیرد.
قهرمانان را نباید فقط در لحظه دریافت مدال کشف کرد. وظیفه اصلی نظام ورزشی این است که شرایطی فراهم کند تا استعدادها فرصت دیده شدن، رشد کردن و ماندن در مسیر حرفهای را داشته باشند.




