تداوم یک گفتمان اجتماعی در بستر تحولات منطقه؛

مقاومت «از خیابان تا تاریخ»

مریم اصغری

در پی تحولات اخیر منطقه، «جبهه مقاومت» همچنان به‌عنوان یکی از محورهای اثرگذار در فضای سیاسی و اجتماعی کشور مطرح است و نشانه‌های تداوم آن را می‌توان در بروز رفتارهای اجتماعی و حضور میدانی مردم مشاهده کرد. حضور شبانه شهروندان در برخی نقاط شهری در حمایت از نظام، بیانگر ابعاد اجتماعی این جریان و پیوند آن با افکار عمومی است. در همین چارچوب، گفت‌وگویی با حاتم مهجوری (فعال فرهنگی – سیاسی و کارشناس مسائل سیاسی) انجام شده است که در آن به بررسی ریشه‌ها، تداوم و پیامدهای این پدیده در سطح داخلی پرداخته شده است. آنچه در ادامه می‌خوانید، مشروح این گفت‌وگو است.

 

بازتولید سرمایه اجتماعی در شرایط بحرانی

در این خصوص حاتم مهجوری در رابطه با تداوم حضور شبانه مردم در میدان گفت : حضور شبانه مردم در خیابان‌ها در جریان این دوره از تنش‌ها و در بستر آنچه از آن به‌عنوان جنگ رمضان یاد می‌شود، به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های اصلی تقویت موقعیت کشور و افزایش توان ایستادگی در برابر نظام سلطه ارزیابی می‌شود. به‌گفته تحلیلگران، این سطح از حضور آگاهانه و فعال از سوی اقشار مختلف جامعه، فراتر از برآوردهای پیشین بوده و معادلات طرف مقابل را تا حدی دستخوش تغییر کرده است.

وی با اشاره به اینکه «این حضور را نمی‌توان صرفاً واکنشی مقطعی تلقی کرد» ادامه داد:  این امر نشانه‌ای از تداوم و بازتولید سرمایه اجتماعی در شرایط بحرانی است که به‌تدریج در حال تثبیت به‌عنوان یک رویکرد مؤثر در عرصه سیاسی کشور است. در همین چارچوب، کنش میدانی مردم در کنار تحرکات دیپلماتیک، به‌عنوان دو مؤلفه مکمل در مسیر پیگیری مطالبات و منافع ملی تعریف می‌شوند که هر یک نقشی تعیین‌کننده در پیشبرد اهداف کلان کشور ایفا می‌کنند.

 

مردم هرگز دچار غفلت از اولویت‌های اساسی خود نشده‌اند

این فعال فرهنگی – سیاسی با اشاره به اهمیت شکل‌گیری چنین صحنه‌هایی از همبستگی اذعان داشت: مردم ایران در طول تاریخ و همچنین در دهه‌های گذشته، همواره در مواجهه با بحران‌ها از سطح قابل توجهی از خودآگاهی و جامعه‌آگاهی برخوردار بوده‌اند؛ به‌گونه‌ای که این میزان آگاهی در سطح جامعه، فراتر از بسیاری از تصورات رایج است. در واقع، علی‌رغم وجود برخی مشکلات در بخش‌های مختلف کشور، مردم به‌صورت قابل تحسینی در زمینه اولویت‌بندی مسائل کشور عمل کرده‌اند.

مهجوری افزود: به بیان دیگر، جامعه هیچ‌گاه در برابر مشکلات متعدد احتمالی یا چالش‌هایی که ممکن است در نظام حکمرانی وجود داشته باشد، دچار غفلت از اولویت‌های اساسی خود نشده است. نمونه‌های اخیر نیز نشان می‌دهد که در این مقاطع حساس، مردم به‌طور روشن به اهمیت مؤلفه‌هایی همچون اتحاد و انسجام اجتماعی پی برده‌اند. بدون تردید، آثار و ثمرات این همبستگی در آینده نزدیک در قالب تقویت ثبات پایدار در جامعه قابل مشاهده خواهد بود.

این کارشناس حوزه سیاسی در توضیح ریشه بروز این همبستگی ملی بیان کرد: همبستگی در میان مردم ایران، ریشه‌ای عمیق در تاریخ، تمدن و فرهنگ این سرزمین دارد و از گذشته‌های دور تاکنون در قالب‌های گوناگون بروز یافته است. تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهد که در مقاطع حساس، این سرمایه اجتماعی به‌عنوان یک اهرم مؤثر، زمینه غلبه بر چالش‌ها و مشکلات را فراهم کرده است.

 

همبستگی ملی، به‌سادگی دچار خدشه نمی‌شود

وی با تاکید بر اینکه «ریشه تاریخی، همواره در قالب همزیستی مسالمت‌آمیز اقوام و گروه‌های متنوع ایرانی نمود پیدا کرده است» گفت: اقوامی چون فارس، ترک، بلوچ، کرد، لر و دیگر گروه‌ها که طی دهه‌ها و سده‌های گذشته در کنار یکدیگر، به‌صورت هم‌افزا و در فضایی مسالمت‌آمیز زیسته‌اند. این واقعیت بیانگر آن است که انسجام و همبستگی ملی، ظرفیتی پایدار و عمیق است که به‌سادگی دچار خدشه نمی‌شود.

مهجوری ادامه داد: بررسی روندهای تاریخی همچنین نشان می‌دهد که بروز چالش‌ها و بحران‌ها، علی‌رغم ماهیت تهدیدآمیزشان، در بسیاری از موارد به تقویت این همبستگی انجامیده است. به‌گونه‌ای که در مواجهه با تهدیدها، مؤلفه‌های همبستگی ملی فعال شده و زمینه شکل‌گیری نوعی انسجام راهبردی و همگرایی گسترده میان ایرانیان را فراهم آورده است؛ انسجامی که حتی در صورت وجود تفاوت‌های سلیقه‌ای داخلی، به کنش جمعی واحد و هماهنگ منجر می‌شود.

 

«مقاومت» قابل تقلیل به یک پروژه ژئوپلیتیک نیست

این فعال فرهنگی – سیاسی با تأکید بر اینکه «مقاومت اساساً قابل تقلیل به یک پروژه ژئوپلیتیک نیست» مطرح کرد: اساسا پروژه، مفهومی است با آغاز و پایان مشخص؛ در حالی‌که مقاومت در بستر تاریخی و اجتماعی منطقه، ماهیتی مستمر و ریشه‌دار داشته است. شواهد تاریخی نشان می‌دهد که مقاومت، بیش از آنکه پدیده‌ای طراحی‌شده باشد، مفهومی هویتی و برآمده از فطرت انسانی است؛ به‌گونه‌ای که انسان به‌طور ذاتی در برابر ظلم، زورگویی و زیاده‌خواهی واکنش نشان می‌دهد.

وی افزود: در این چارچوب، آنچه در ادبیات سیاسی معاصر تحت عنوان «جبهه مقاومت» مطرح می‌شود، در واقع بازتاب بخشی از این واقعیت عمیق اجتماعی در منطقه غرب آسیاست و نمی‌توان آن را صرفاً به تحولات سیاسی چند دهه اخیر محدود کرد. این مفهوم، ریشه در زیست تاریخی ملت‌ها دارد و به‌ویژه در ایران نیز از پیشینه‌ای طولانی برخوردار است. بر همین اساس، مقاومت در ایران را نمی‌توان صرفاً محصول شرایط یا کنش‌های بیرونی دانست، بلکه این پدیده در طول تاریخ، در مواجهه با انواع سلطه‌جویی‌ها، تهاجمات و زیاده‌خواهی‌ها به اشکال مختلف بروز یافته است. از این منظر، رفتارهای سلطه‌گرانه قدرت‌های تاریخی و معاصر، اگرچه در مقاطعی به تشدید و برجسته‌تر شدن این مفهوم انجامیده، اما منشأ شکل‌گیری آن نبوده است.

مهجوری با اشاره به تحولات سال های اخیر در منطقه بیان کرد: با این حال، تحولات سال‌های اخیر در منطقه، به‌ویژه افزایش تنش‌ها و درگیری‌ها، موجب شده است که این مفهوم، نمود اجتماعی پررنگ‌تری در داخل کشور پیدا کند و به سطحی از بازتعریف در افکار عمومی برسد. این وضعیت، از یک‌سو می‌تواند به تقویت انسجام و همگرایی اجتماعی منجر شود و از سوی دیگر، نشان‌دهنده پیوند عمیق‌تر میان تحولات منطقه‌ای و ادراکات و کنش‌های اجتماعی در داخل کشور است.

 

 

image_print