shampoo

خشونت های امروز؛ غضب اجتماعی فردا

سرویس اجتماعی

پخش فیلم‌هایی از بروز و اعمال خشونت توسط برخی از افرادی که در جایگاه قدرت هستند مانند خشونتی که نگهبانی نسبت به دختر آبادانی اعمال کرد و یا خشونتی که نسبت به مهرداد سپهری به وقوع پیوست منجر شده که جامعه نسبت به این اتفاقات واکنش نشان دهد. اگر چه هر کدام از این وقایع دارای ابعاد و زوایای گوناگونی هستند که بدون آگاهی از آن نمی‌توان قضاوت درستی کرد، اما آنچه که واضح و مشخص است بروز خشونت در این فیلم‌ها و تأثیری است که بر جامعه می‌گذارد. پرسش اینجاست چنین وقایعی برای جامعه امروز ایران چه تبعاتی به همراه خواهد داشت و راه حل درست برای برون‌رفت از جامعه خشونت‌زده چیست؟

برای یافتن پاسخ با حسین اکبری، عضو هیئت علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد به گفت‌وگو پرداختیم.

از نظر شما خشونت در جامعه امروز ایران دارای چه ابعادی است و آیا دارای روندی صعودی است؟     

خشونت به‌عنوان مسئله‌ای اجتماعی یکی از مهمترین مسائلی است که جامعه ما در حال حاضر با آن درگیر است. گزارش‌هایی که از بررسی‌های میدانی بدست آمده، نشان می‌دهد که در سال‌های اخیر میزان خشونت در ایران رشد زیادی داشته بویژه در دهه ۹۰ با موجی از رشد آسیب‌های اجتماعی و خشونت روبه‌رو شدیم. خشونت دارای ابعاد مختلفی است که از خشونت علیه خود تا خشونت علیه دیگران، حتی خشونت نسبت به طبیعت و اموال را شامل می‌شود.
افزایش خشونت در سال‌های اخیر

گفتنی است براساس بررسی‌ها در سال‌های اخیر، خشونت افزایش قابل توجهی داشته و در استان خراسان و شهر مشهد نیز افزایش خشونت محسوس بوده است.
ریشه اصلی این خشونت‌ها کجاست؟

خشونت مثل بقیه پدیده‌های اجتماعی زاییده یک علت نیست، بلکه ترکیبی از عوامل مختلف است که باعث به وجود آمدن آن می‌شود، اما اگر بخواهیم به صورت کلی موضوع را بررسی کنیم و نتایج تحقیقات مختلف را مد نظر قرار دهیم، متوجه می‌شویم که عمدتاً خشونت، ناشی از فشارهایی است که بر افراد وارد می‌شود و از آنجا که آستانه تحمل افراد کاهش پیدا کرده این فشارها خود را در قالب رفتارهای پرخاشگرانه نسبت به خود، دیگران و حتی اشیا نشان می‌دهد؛ بنابراین فشارها، زاییده بسیاری از خشونت‌ها است.
منبع فشارهای وارد شده بر افراد چیست؟

اگر نگاهی به مسایل و مشکلات در دهه نود جامعه داشته باشیم، متوجه می‌شویم که جامعه به‌ویژه قشر جوان، پتانسیل بالایی برای اعمال انواع خشونت دارند. درواقع در این دوران طیفی از جوانان دهه ۶۰ را داریم که در دهه ۹۰ به مرحله کار، فعالیت و ازدواج رسیدند، بسیاری دارای تحصیلات عالی و انتظارات بالایی هستند. از طرف مقابل جامعه نتوانسته به خواسته‌های آن‌ها پاسخ مناسبی بدهد و این شرایط، باعث ایجاد احساس محرومیت نسبی و ناکامی در افراد شده است.

یکی از مسائلی که در بروز خشونت و رفتار خشونت‌آمیز دخیل است نوعی احساس بی‌قدرتی است که در ایران وجود دارد. از آنجا که سلسله مراتب اجتماعی در جامعه عمدتاً به صورت افقی است؛ بنابراین بسیاری از افراد نوعی احساس بی‌قدرتی می‌کنند درنتیجه وقتی که صاحب قدرت می‌شوند تمایل زیادی به انجام کار‌هایی دارند تا نمایان‌گر قدرت آن‌ها باشد

 

محرومیت نسبی؛ امری که جامعه امروز را درگیر خود کرده است

بحث محرومیت نسبی بحث بسیار مهمی است که امروزه جامعه ما با آن مواجه است. درواقع محرومیت نسبی به این معناست بین آنچه که افراد به آن فکر می‌کردند و آنچه که به دست آوردند، تفاوت و فاصله وجود دارد. از طرفی دیگر متاسفانه سطح توقع در جامعه ما توسط مسئولان، مقامات و… به شدت افزایش پیدا کرده است. در این شرایط سطح پاسخ‌گویی به این انتظارات خیلی پایین است؛ بنابراین حس محرومیت نسبی در جامعه به‌شدت رشد پیدا کرده.

احتمال تبدیل شدن خشونت به غضب اجتماعی در جامعه

همچنین افزایش شکاف‌ها و نابرابری‌های اجتماعی به‌شدت زمینه را برای رفتارهای خشونت‌آمیز آماده کرده و این خشونت از یک جایی به بعد می‌تواند تبدیل به غضب اجتماعی شود.

منظور از ایجاد غضب اجتماعی در جامعه چیست؟

در صورت وقوع غضب اجتماعی افراد با جامعه و دیگر شهروندان دشمن می‌شوند و در این حالت به‌شدت مستعد انجام رفتارهای خشونت‌آمیز خواهند بود. یکی دیگر از مسائلی که در جامعه ما در بروز خشونت و رفتار خشونت‌آمیز دخیل است و در پرونده اخیر هم رد پایش دیده می‌شود، نوعی احساس بی‌قدرتی است که در ایران وجود دارد. از آنجا که سلسله مراتب اجتماعی در جامعه ایران عمدتاً به صورت افقی است؛ بنابراین بسیاری از افراد نوعی احساس بی‌قدرتی می‌کنند درنتیجه وقتی که صاحب قدرت می‌شوند تمایل زیادی به انجام کار‌هایی دارند تا نمایان‌گر قدرت آن‌ها باشد و کمبود‌های آن‌ها را پوشش دهد.

اگر سیستم قضایی و قانونی برخورد مناسبی با افرادی که خشونت را به این شکل انجام می‌دهند، نداشته باشد جامعه احساس می‌کند که می‌تواند از خود خشونت بروز دهد و در قبال آن با مجازاتی هم روبه‌رو نمی‌شود؛ بنابراین در موارد مشابه، امکان بروز رفتارهای خشونت‌آمیز از سمت افراد به‌شدت افزایش می‌یابد

به‌طور کلی با توجه به پتانسیل بالای جامعه ایران به واسطه جمعیت جوانی که در حال حاضر دارد، تحریکات و احساس ناکامی‌ها به‌شدت بالاست و افراد هم شدیداً مستعد بروز رفتارهای خشونت‌آمیز در سطوح مختلف هستند؛ یعنی بروز خشونت را از خشونت نسبت به خودشان شروع کرده و تا خشونت در سطح کلان ادامه می‌دهند.

ایجاد غضب اجتماعی در جامعه باعث می‌شود که مردم نسبت به یکدیگر اعمال خشونت‌های شدید کنند؟

بخشی از خشونت‌ها حاصل فرایند یادگیری اجتماعی است؛ یعنی وقتی افراد چنین خشونت‌هایی را می‌بینند ممکن است حالت انزجار نسبت به آن خشونت و فردی که مرتکب آن شده، پیدا کنند. این حالت انزجار، پتانسیلی در افراد برای بازتولید خشونت ایجاد می‌کند. از سویی دیگر چنین وضعیتی احساس نفرت در افراد به وجود می‌آورد و این خشونت ممکن است در جایی دیگر و به شکل دیگری بروز کند؛ بنابراین این رفتارها یاد گرفته می‌شوند. هر چند آنچه که اهمیت دارد این است که جامعه ببیند با فردی که خشونت از خود نشان داده، چه برخوردی می‌شود.

نیروی انتظامی باید دارای قدرت باشد و این یک قاعده است. درواقع دیگران باید از پلیس بترسند؛ چراکه اگر ترسی نباشد، نمی‌توان از مردم توقع پیروی از قانون را داشت.

ترس، یک تنظیم‌کننده اجتماعی قوی است، ولی به این معنا نیست که فردی که قدرت دارد هر کاری را می‌تواند، انجام دهد

 

 

اگر سیستم قضایی و قانونی برخورد مناسبی با افرادی که خشونت را به این شکل انجام می‌دهند، نداشته باشد جامعه احساس می‌کند که می‌تواند از خود خشونت بروز دهد و در قبال آن با مجازاتی هم روبه‌رو نمی‌شود؛ بنابراین در موارد مشابه، امکان بروز رفتارهای خشونت‌آمیز از سمت افراد به‌شدت افزایش می‌یابد.
باید توجه داشت همین نمایش خشونت می‌تواند بازتولید خشونت کند.

تماشای فیلم و عکس خشونت‌آمیز؛ عاملی برای از بین رفتن بهداشت روانی جامعه

درواقع به لحاظ روانی نشان دادن عکس‌ها و فیلم‌های این دسته از اتفاقات و رفتار‌های خشونت‌آمیز و نمایش بدن‌های تکه‌تکه شده و زخمی می‌تواند باعث ایجاد خشونت شود. برای مثال اگر صداوسیمای کشورهای دیگر را بررسی کنید، می‌بینید که در رابطه با این مسائل و نشان دادن خشونت، استانداردهای خاصی دارند و هیچ وقت یک بدن زخمی و تکه‌تکه شده را نشان نمی‌دهند؛ چراکه این عمل بهداشت روانی جامعه را از بین می‌برد و افراد را مستعد رفتارهای خشونت‌آمیز می‌کند. متاسفانه در جامعه ما چنین تصاویری به صورت عریان به‌وسیله انواع عکس‌ها و فیلم‌های خشونت‌آمیز به راحتی منتشر می‌شود و وقوع چنین امری، بهداشت  و سلامت روانی جامعه را تهدید می‌کند.

درواقع هنگامی که با افرادی که بهداشت و تعادل روانی‌شان کاهش پیدا کرده، مواجه شویم دیگر بروز رفتارهای خشونت‌آمیز از سوی آن‌ها برایمان چندان عجیب نخواهد بود؛ یعنی عملاً با یک سیستم خشونت‌زا مواجهیم که این سیستم، خشونت را ایجاد و تبلیغ می‌کند.

گفته می‌شود پلیس حتی هنگامی که اعمال خشونت می‌کند درحال انجام وظیفه خود است قدرت خود را از کجا به دست می‌آورد؟ و اینکه در کشورهای دیگر هم بروز چنین خشونت‌هایی از سوی پلیس امری ممکن است؟

نیروی انتظامی باید دارای قدرت باشد و این یک قاعده است. درواقع دیگران باید از پلیس بترسند؛ چراکه اگر ترسی نباشد، نمی‌توان از مردم توقع پیروی از قانون را داشت.
ترس، یک تنظیم‌کننده اجتماعی قوی است، ولی به این معنا نیست که فردی که قدرت دارد هر کاری را می‌تواند، انجام دهد. قدرت باید در چارچوب یک سری استاندارد‌های قانونی و حرفه‌ای باشد و اگر فردی که قدرت دارد به هر شکلی که خودش تشخیص دهد، بخواهد اعمال قدرت کند، حوادثی مثل اتفاقی که برای مهرداد سپهری رخ داد، پیش می‌آید.

اگر قانون پلیس را ضعیف نشان دهد دیگر نمی‌تواند با جرم مقابله کند

همچنین باید توجه داشت در کشورهایی که چیزی تحت عنوان حاکمیت قانون وجود دارد فردی که قدرت دارد و فردی که قدرت بر او اعمال می‌شود بر حدومرز اعمال قدرت آگاهند؛ یعنی پلیس می‌داند که حدومرز رفتاری خود با این افراد باید چگونه باشد و حقوق فرد مقابل چیست؟ و به همان شکل فردی که بر او اعمال قدرت می‌شود هم باید بداند که فرد دارای قدرت تا چه اندازه می‌تواند از قدرت خود استفاده کند.
باید توجه داشت که در بسیاری از موارد، قانون از نیروی پلیس حمایت می‌کند و دلیل این امر هم، کنترل شرایط است. درواقع اگر قانون بخواهد نیروی پلیس را ضعیف نشان دهد دیگر نمی‌تواند با جرم وجنایت برخورد کند؛ بنابراین میزان و تکالیف قدرت که برای اداره کشور باید رعایت شود، اصل است و در همه جای دنیا وجود دارد و اگر فردی حد وحدود قانونی خود را زیر پا گذارد باید با او برخورد شود.

برای درمان جامعه امروز باید سعی کنیم که احساس محرومیت‌های نسبی و ناکامی‌ها وفشارهای اجتماعی را کاهش دهیم و مطمئنا با کاهش آن، میزان خشونت هم کم می‌شود.
جامعه ما کاملا این ظرفیت را دارد تا خود را اصلاح کند

 

ما نمی‌توانیم پلیس را تضعیف کنیم، اما قاعده‌مند کردن پلیس بسیار مهم است. نکته مهم دیگر در این رابطه به نیروی انتظامی و ساختار آن بازمی‌گردد. از آنجا که آن‌ها دائم با مردم در ارتباطند، نیازمند آموزش‌های ویژه‌ای هستند.

درواقع نقطه آرمانی پلیس، اجتماع‌محور است و در داخل جامعه با مردم و برای مردم کار می‌کند؛ پس باید تعامل و توانایی‌های لازم برای ارتباط با جامعه و مردم را داشته باشد. اتفاقی که هم‌اکنون در نیروهای مسلح ملی می‌افتد این است که افرادی که به استخدام این سازمان در می‌آیند ممکن است از سطح تحصیلات و سطح اجتماعی بالایی برخوردار نباشند؛ درنتیجه نیاز است تا این بررسی‌های لازم در این زمینه انجام شود. این افراد نیازمند آموزش‌های زیادی هستند تا از طریق آن بتوانند نوع روابط خودشان با مردم را مدیریت کنند و هم بتوانند بر اعصاب خود مسلط باشند. درواقع باید آموزش ببینند که چگونه اعمال قدرت داشته باشند، از حقوق و تکالیف مجرمان آگاه شوند تا بدانند که تنها به کار گیری زور و اجبار کافی و نتیجه‌بخش نخواهد بود و اثرات مثبتی به همراه نخواهد داشت.

این قاعده‌مندی و چارچوب‌بندی قدرت برای پلیس و دیگر افرادی که دارای قدرت هستند را چه سازمانی باید ایجاد کرده و آموزش دهد؟

قاعده‌مندی قدرت برای این افراد بر دو نوع است؛ یکی از طریق قانونی بوده و تهیه دستور‌العمل‌ها، ضوابط و اجرای آن‌هاست؛ چراکه ممکن است ضوابط و قوانین زیادی در این حوزه داشته باشیم، اما اجرایی نمی‌شوند. از طرفی دیگر یک سری آموزش‌های اجتماعی نیاز است تا براساس آن نوع روابط افراد با هم تعریف شود. این موارد شاید در قالب قوانین و مقررات نگنجد؛ زیرا نوعی مهارت فردی است که باید آموزش داده شود، بلکه نیازمند متخصصانی در حوزه علوم تربیتی، علوم اجتماعی و انسانی است.

از طرفی دیگر نیاز است پلیس بررسی‌های مهمی را روی افرادی که جذب سازمان خود می‌کند، داشته باشد این که از چه قشری و با چه ویژگی‌هایی هستند و به این نکته توجه کنند که آیا این افراد دچار احساس بی‌قدرتی هستند یا سطح خشونت در این افراد تا چه اندازه است. آیا افرادی هستند که در مواقعی که دچار تکانه عصبی می‌شوند، می‌توانند خود را کنترل کنند یا نه؛ بنابراین نیروی انتظامی نیازمند یک سری بررسی‌های کارشناسی بر ورودی‌ها و کادری‌های خود است تا از این طریق بتواند سطح خشونت‌ها را کاهش دهد.
به نظر شما برخورد با کسانی که چنین فیلم‌هایی را پخش می‌کنند درست است؟ آیا آن‌ها به واسطه پخش فیلم مجرم هستند؟

اقدام افرادی که از چنین وقایعی فیلم می‌گیرند و آن را در فضای مجازی پخش می‌کنند حکم شمشیر دولبه‌ای را دارد؛ از یک طرف آن‌ها با پخش چنین فیلم‌هایی کمک می‌کنند که این دسته از افراد شناسایی شوند و این امر به سیستم و رسانه‌ها که یکی از ارکان اصلی دموکراسی است کمک می‌کند تا بتوانند صدا و مشکلات مردم را به گوش همگان برسانند. درواقع چنین اقدامی حالتی کنترلی و نظارتی روی رفتار افرادی که اعمال قدرت می‌کنند، دارد و از این لحاظ اثر مثبتی در بلندمدت به همراه خواهد داشت.
از طرفی دیگر از آنجا که این فیلم‌ها به‌صورتی کاملاً عریان و غیرتخصصی پخش می‌شود، می‌تواند اثرات منفی داشته باشد؛ زیرا افرادی که این کار را می‌کنند به تبعات آن نمی‌اندیشند.

این دسته از رفتارهای خشونت‌آمیز چون رفتاری که با دختر آبادانی صورت گرفت یا برخوردی که با مجرمی در مشهد انجام شد حس انزجار را در افراد ایجاد نمی‌کند؟ و این حس در بلند مدت چه تبعاتی برای جامعه به همراه دارد؟

چنین خشونت‌هایی به طور کلی در افراد حس منفی ایجاد می‌کند، ممکن است در خانم‌ها این حس منفی نسبت به مردها و نگهبانان به وجود آید. البته بستگی به اطلاع‌رسانی و تحلیلی دارد که انجام می‌شود. به طور مثال در قضیه خانم آبادانی که مورد خشونت قرار گرفت باید مساله از سه جهت و به صورت شفاف بررسی و اطلاع‌رسانی شود؛ یکی از نوع رابطه آن خانم با فردی که ادعا می‌کند با او رابطه داشته، بحث دوم ورود این زن به خانه و مشاجره بین زنان و بحث دیگر درگیری و ورود نگهبان که باید به دقت بررسی و شفاف‌سازی شود تا ببینیم هر کدام از افراد به چه اندازه مقصرند.
متاسفانه از آنجا که سیستم، چنین وقایعی را به‌صورت شفاف و دقیق بررسی نمی‌کند و سعی دارد این وقایع را با نوعی ابهام‌آفرینی لاینحل باقی بگذارد، باعث می‌شود تا سوال‌های مختلفی در ذهن افراد به وجود آید. بر همین اساس افراد این حس بد را خواهند داشت؛ چراکه جوابی برای سوالاتشان به دست نیاوردند و هر کس براساس ظن خود نسبت به چنین وقایعی ادراک پیدا کرده و قضاوت می‌کند. بر اساس این قضاوت‌ها هم ادراک فرد نسبت به افراد و جامعه شکل می‌گیرد و ممکن است رفتار‌های خشونت‌آمیزی انجام دهد.
چرا چنین مسائلی به صورت دقیق و شفاف پاسخ داده نمی‌شود تا فشارها را بر اقشار مختلف جامعه که نسبت به چنین مسائلی اطلاع پیدا کردند، کاهش دهد آیا عدم شفافیت در این موارد راه حل درستی است؟

مهمترین دلیل آن ضعف مدیریتی است. اساسا در کشور ما بین حوزه علم و مدیریت کشور شکاف عمیقی وجود دارد و عملاً مدیریت‌ مدیران ما علمی نیست و مدیران از مشاوران و پژوهشگران خوب کمک نمی‌گیرند و براساس توان محدود خود کارهایی انجام می‌دهند. باید بدانیم که مدیران در دنیا می‌توانند هم فکر کنند و هم اجرا، ولی مدیران ما هر دو کار رو در بدنه کارشناسی ضعیف خودشان انجام می‌دهند و دلیل این شکاف عمیق، عدم مدیریت علمی است؛ زیرا نمی‌دانند در چنین جریاناتی باید به چه شکلی رفتار کنند، روش مواجهه باید به چه شکل بوده و مدل‌های اجرایی برای مقابله با آن به چه صورت باشد.
اگر وقوع چنین مسائلی همچنان مبهم و غیرشفاف بدون پاسخگویی مناسب از طرف ساختارها باقی بماند چه تاثیراتی را به‌دنبال خواهد داشت؟

مشخص است وقتی که این رفتارها ادامه پیدا کرده و از طرفی هم ساختارها و فشارهای اجتماعی تداوم یابد هر کدام از این‌ها خشونت در جامعه را افزایش می‌دهد و ما در آینده باید منتظر خشونت‌های سطح بالاتری باشیم؛ چراکه وقتی خشونت ادامه پیدا کند در سطوح مختلف افزایش می‌یابد و افراد به شدت مستعد رفتارهای خشونت‌آمیز، درگیری و تخریب می‌شوند و ما باید انتظار بروز هر گونه ازین رفتارها  را در آینده داشته باشیم.

آیا جامعه ما درمان می‌شود؟

حتما قابل درمان است یکی از ویژگی‌های مسائل اجتماعی  این است که قابل کنترل و اصلاح است، ولی از طریق کنش جمعی، برنامه‌ریزی درست و ایجاد هم‌افزایی بین سازمان‌ها، نهادها، سمن‌ها و با مشارکت مردم و هدایت دولت نه با اجرای دولت شکل می‌گیرد. در بحث خشونت‌ها از بین بردن زمینه‌های خشونت مهمترین اصل است. باید سعی کنیم که احساس محرومیت‌های نسبی و ناکامی‌ها وفشارهای اجتماعی را کاهش دهیم و مطمئنا با کاهش آن، میزان خشونت هم کم می‌شود.
جامعه ما کاملا این ظرفیت را دارد تا خود را اصلاح کند، ولی من احساس می‌کنم که بیشتر این سیستم مدیریتی است که توان کاهش دادن این مسائل را ندارد تا خود جامعه.  فعلا مشکل ما در حوزه مدیریتی و سیاست گذاری‌های اجرایی است نه جامعه.

image_print

pishgaman

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *