اقتصادِ فرسوده، ریالِ بی‌پناه و ضرورت بازگشت به همبستگی مالی

مجتبی شاطرآقایی زاده | مدیرعامل و موسس صندوق خانوادگی اوارد

اقتصاد ایران امروز در یکی از پیچیده‌ترین و فرسایشی‌ترین دوره‌های خود قرار دارد. تورم مزمن، کاهش مستمر ارزش ریال، رکود عمیق در تولید و فشار سنگین بر معیشت خانوارها، دیگر پدیده‌هایی مقطعی نیستند؛ بلکه به واقعیتی روزمره و نگران‌کننده تبدیل شده‌اند. در چنین شرایطی، مسئله اصلی دیگر «رشد اقتصادی» نیست، بلکه «بقا» و حفظ حداقل امنیت مالی برای خانواده‌هاست.

وقتی پول ملی هر روز قدرت خرید خود را از دست می‌دهد، پس‌انداز معنای خود را از دست می‌دهد و برنامه‌ریزی بلندمدت تقریباً ناممکن می‌شود. خانواده‌ای که امروز برای اجاره، درمان یا آموزش فرزندش نگران است، دیگر نمی‌تواند به ابزارهای کلاسیک مالی امید ببندد. بانک‌ها، تسهیلات و سازوکارهای رسمی، در بهترین حالت مُسکن‌اند و در بدترین حالت، خود بخشی از چرخه فشار اقتصادی شده‌اند.

در این نقطه است که باید به یک سؤال اساسی بازگشت:
آیا راه‌حل عبور از بحران، فقط در ساختارهای بزرگ و رسمی خلاصه می‌شود، یا جامعه می‌تواند از درون خود، پاسخ‌هایی عملی خلق کند؟

صندوق خانوادگی اوارد، دقیقاً با چنین نگاهی شکل گرفته است؛ نه به‌عنوان جایگزین سیستم‌های مالی رسمی، بلکه به‌عنوان یک مدل مکمل و انسانی در دل اقتصاد بحران‌زده. اوارد بر این باور بنا شده که در شرایط تورمی و بی‌ثبات، آنچه بیش از پول اهمیت دارد، «مدیریت جمعی منابع»، «شفافیت» و «همبستگی اقتصادی» است.

در اقتصادی که ریال هر روز تضعیف می‌شود، تبدیل منابع خرد به یک توان جمعی می‌تواند بخشی از فشار را تعدیل کند. تجربه‌های جهانی نشان می‌دهد که در دوران تحریم، رکود یا بحران‌های مالی، صندوق‌های مشارکتی و خانوادگی نقش مهمی در حفظ تاب‌آوری اجتماعی ایفا کرده‌اند. این مدل‌ها نه بر پایه سودهای اغراق‌آمیز، بلکه بر اساس نظم، اعتماد و مشارکت آگاهانه عمل می‌کنند.

اوارد تلاش می‌کند به خانواده‌ها کمک کند تا به‌جای واکنش‌های هیجانی—مانند خروج شتاب‌زده از بازارها یا تصمیم‌های مالی پرریسک—به یک مسیر تدریجی، قابل فهم و کم‌فشار تکیه کنند. در این نگاه، پول هدف نهایی نیست؛ ابزار حفظ کرامت، آرامش و ثبات روانی خانواده‌هاست.

نکته مهم اینجاست که بحران اقتصادی، فقط یک مسئله عددی نیست؛ بحران اعتماد، بحران امید و بحران تصمیم‌گیری نیز هست. وقتی مردم احساس کنند تنها هستند، تصمیم‌های پرهزینه‌تری می‌گیرند. اما وقتی بدانند بخشی از یک شبکه منظم و قانون‌مند هستند، قدرت تحلیل و تاب‌آوری‌شان افزایش می‌یابد.

اقتصاد ایران برای عبور از این دوران سخت، بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازسازی سرمایه اجتماعی است. صندوق‌های خانوادگی و مشارکتی، اگر شفاف، قانون‌مند و آگاهانه اداره شوند، می‌توانند یکی از پاسخ‌های عملی به فشار تورم و سقوط ارزش پول ملی باشند.

اوارد، در دل این بحران، یادآور یک حقیقت ساده اما فراموش‌شده است:
در اقتصادی که همه‌چیز در حال فروپاشی به‌نظر می‌رسد، تنها چیزی که می‌تواند ما را سرپا نگه دارد، همکاری آگاهانه انسان‌هاست.

image_print