cdi

وزارت «صمغ» و مشکل مایحتاج مردم

میرزا علی آیت الهی

گاهی الزامات و واقعیت های مملکت را درنظر نمیگیریم و بدون توجه به شرایط داخلی از غربیها الگو می گیریم و خودمان را گرفتار می کنیم.

نظام دولتی ما در۴۰ سال اخیر نسبتا متمرکز بوده اما در سازمان دهی مملکت ادای نظام های با اقتصاد آزاد را در می آوریم. اول انقلاب وزارتهای صنایع سنگین و صنایع و معادن  وبازرگانی به صورت ۴ وزارتخانه وجود داشتند ودر راس انها گاهی بزرگانی کم نظیر قرارداشتند .مثلا در وزارت صنایع سنگین مردی مورد قبول صنعت و پاک دست بود که سابقه معاونت ریاست جمهوری را داشت و وقت خداحافظیش صاحبان صنایع دهها سکه به او تقدیم کردند که همه را بدون ریا خرج مدرسه سازی  درمنطقه ۲ تهران و کارخیر کرد.

در وزارت صنایع وزیری بود که صنعت را می شناخت و مرجعی برای صاحبان کارخانجات بود هرچند گاهی تندخویی او با زیردستانش درست نبود و بخت یارش شد تا خانواده اش در پتروشیمی به امکاناتی دست بابند و …..

در وزارت معادن و فلزات هم زمانی وزیر قدرتمندی حضور داشت که کارش بدنبود هرچند در سفرهایش آشپزش باید همراهش می بود تا مزه غذا را درست درک کند!

آمدند و طی فرایندی زمانبر ۳ وزارتخانه صنعتی  را درهم ادغام کردند. این که میگویم وزارت «صمغ» به همین دلیل است که هرچه وزارتخانه بوده به آن چسبانده اند و شده  وزارت صنایع و غیره.

خوب اگر سوال کنیم چراتخصص زدایی کردید و وزارتخانه هارا درهم ادغام کردید پاسخ مشخص این است که بسیاری از کشورها اینگونه عمل کرده اند و قصد کاهش نیروی انسانی و کوچک کردن دولت وافزایش بهره وری داریم.

حالا جا دارد بررسی شود نیروی انسانی فعلی وزارت صمت با مجموع نیروی انسانی وزارتخانه های سابق چه تفاوتی کرده؟چه قدرکاهش یافته؟و وضعیت عملکردی این وزارت درحال حاضر چگونه است؟معادن مملکت دست چه اشخاصی است وچگونه از انها بهره برداری و به چه شیوه ای از آنها صیانت و بر آنها نظارت میشود؟

راستی در۳۰ سال اخیر چندصنعت سنگین جدید ایجاد شده و وضعیت صنایع متوسط و کوچک چه گونه است؟ خودرو سازهای ما چقدر از عملکرد انحصاری فاصله گرفته اند؟ آیا  تمرکززدایی در مقررات دست وپاگیر و بروکراسی  اتفاق افتاده یاخیر؟

تا این جای کار را شاید به زور و لطایف الحیل بتوان توجیه کرد ولی انحلال وزارت بازرگانی (اسمش فارسی تراز تجارت است و سابقه طولانی در مملکت داشته) و انضمام آن به وزارت صنعت و معدن سابق هیچ نتیجه مناسبی نداشته است. اصولا وظایف وزارت بازرگانی با وزارت صنایع سازگاری کاملی ندارد.

عدم انجام وظایف وزارت بازرگانی که در برهه هایی از زمان وزرای موفقی داشته است بر مایحتاج مردم اثرمستقیم گذاشته و در درازمدت با کاهش سطح رفاه مردم  زمینه نارضایتی انها را فراهم می آورد. وزارت بازرگانی تامین مایحتاج و پیداکردن نقطه بهینه برای واردات ارزاق و کالاهای مصرفی مردم را باید به بهترین وجهی انجام دهد.

به یاد دارم دبیری در یکی از مدارس فنی به دانش آموزان گفته بود شما B B هستید بی سواد و بی هنر و البته وزارت صمت به چنین سرنوشتی دچارخواهد شد بی صنعت و بی تجارت…..

یادمان باشد که مدتها است وزیر قوی نیز در  راس این وزارتخانه که جمع ۴ وزارتخانه شده است ندیده ایم.

به هرحال جا دارد مجلس فعلی که علاقه وافری به طرح دادن و تصویب طرحهای خودش  دارد وارد گود شود و کم لطفی گذشته درعدم تصویب لایحه ایجاد وزارت بازرگانی را  جبران کند و قبل از  معرفی کابینه طرح ایجاد وزارت بازرگانی را  با فوریت ارائه و تصویب نماید.به نظر نگارنده حتی از تفکیک وزارت حمل و نقل از مسکن و شهرسازی مهمتر و در اولویت بیشتری قرار دارد.

image_print

pishgaman

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *