shampoo

پایان یک زندگی مشترک

نمایش «زندگی مشترک ما و اونا» به نویسندگی کارگردانی حمید شجاعی در تماشاخانه شمایل هرشب به روی صحنه می‌رود و سری اول اجرای نمایش تا آغاز شب‌های قدر ادامه دارد. در این نمایش، سعید صادقی، جلال شهبازنژاد، آرزو شیخی، مهیا قلی نیا، حمید شجاعی، رضا غلامعلیزاده، ارسطو علیزاده و ارنوش خاوری به ایفای نقش می‌پردازند. حسام ثامری و محمورضا تربتی دستیاران کارگردان هستند و شجاعی در این نمایش با محبوبه سلطانی(طراح لباس)، رویا حشمتی(گریم) و داریوش پوراکبر و یاسمن آجیلی(طراحان صحنه) همکاری کرده است.

حمید شجاعی متولد 1369 و دانش‌آموخته رشته دندانپزشکی است. «زندگی مشترک ما و اونا» دومین تجربه نویسندگی و کارگردانی حرفه‌ا ی اوست و سابقه‌ همکاری در تئاترهای جشنواره‌ای کوتاه و دانشگاهی را نیز در کارنامه هنری خود دارد.

به این بهانه با وی گفت و گویی داشتم که شرح آن را در ادامه می‌خوانید.

 

مختصری درباره نویسندگی کار و ایده اولیه نگارش نمایشنامه بفرمایید.

ایده اولیه نمایشنامه، پنج سال پیش با ورود موج بزرگ و جدیدی به نام شبکه های اجتماعی به فرهنگ و جامعه ما شکل گرفت که پس از آن جنبه های مختلف زندگی اجتماعی ما را تغییر داد. به مرور زمان در ذهن من ایده نگارش این نمایشنامه قوی تر شد و تصیم گرفتم داستانی حول محور تاثیر شبکه‌های زندگی در زندگی بنویسم. حدودا یک سال نگارش نمایشنامه زمان برد و در سال 93 به پایان رسید. در سال 94 نمایشنامه را به جشنواره دانشگاهی ارسال کردم و در آنجا رتبه دوم در نمایشنامه نویسی را کسب کردم. از سال گذشته هم کار اجرای متن آغاز شد؛ از آبان ماه سال گذشته تمریناتمان را شروع کردیم که آماده شدن آن سه ماه زمان برد،  دو ماه هم در روند اخذ مجوز قرار گرفت و از اواخر اردیبهشت ماه اجرای نمایش را در تماشاخانه شمایل شروع کردیم.

 

درباره انتخاب بازیگرهای کار بفرمایید. معیار های شما در انتخاب بازیگر چیست؟

تعدادی از بازیگرهای این کار، جمعی از بازیگران با تجربه و شناخته شده مشهد هستند و تعدادی دیگر بازیگرانی هستند که در جشنواره‌ها و تئاترهای دانشگاهی با هم آشنا شدیم و به نظرم استعداد و توانایی لازم برای دیده شدن در تئاتر شهری را داشتند. سعی کردم در تیم بازیگری، ترکیبی از افراد با تجربه و جوان را استفاده کنم.

ویژگی شاخص و متفاوت در تئاتر شما چیست؟ به کدام اجزا اهمیت می‌دهید؟ به بازیگری بیشتر اهمیت می‌دهید، یا به نمایشنامه، به طراحی صحنه، لباس و…؟

نکته مهم و قابل توجه کار، نمایشنامه و فضای اجرای آن است که برای مخاطب این نوع نمایشنامه و این نوع پرداخت به نمایش با توجه به جدید بودن موضوع، جذابیت و تازگی دارد و تمام اجزای نمایش از طراحی صحنه تا گریم و بازی‌ها را بر اساس کانسپت شکل دادیم و طراحی کردیم. در مقایسه با سایر تئاترها نوع بازی‌ها، گریم‌ها و لباس‌ها برای مخاطب تازه خواهد بود و سعی کردیم از خلاقیت‌ها و نوآوری‌هایی که به فضای کار بستگی دارد استفاده کنیم تا هر چه بیشتر بتوانیم مخاطب را با خودمان همراه کنیم.

 

نمایشنامه در چه بستری به مشکلات شبکه‌های اجتماعی می‌پردازد؟

نمایشنامه به شبکه های اجتماعی و تاثیری که بر روابط و پیچیدگی هایی که بر روابط حاکم می‌شود می‌پردازد. در این تئاتر، زندگی زن و شوهری روی صحنه روایت می‌شود که در روزهای پایانی زندگی مشترکشان به سر می‌برند و مشکلاتشان با ورود افرادی ناشناس و نامرتبط به زندگی بیشتر شده و در آستانه جدایی هستند. محور اصلی و کانسپت نمایشنامه بازیچه شدن روابط واقعی و زندگی‌ها در شبکه‌های اجتماعی است و نشان می‌دهد که زندگی این آدم‌ها دیگر به اختیار خودشان نیست با وجود اینکه تصور می‌کنند کنشگر اصلی خودشان هستند.

 

اوضاع اقتصاد هنر در شاخه تئاتر را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

در دو سال گذشته تمایل و استقبال مردم برای تماشای تئاتر بیشتر شده است و فرهنگ تئاتر دیدن در مشهد شکل گرفته که به بهبود اوضاع اقتصاد تئاتر کمک کرده است، اما هنوز هم فاصله زیادی تا رسیدن به آنچه که این فضای شهری می‌طلبد و همینطور زحمتی که در مسیر تولید یک تئاتر برای هنرمندان وجود دارد و هزینه‌هایی که برای روی صحنه بردن کارهایشان می‌پردازند وجود دارد؛ در این مسیر، هنرمندان تئاتر بر اثر بعضی فشارها و حواشی هزینه های روحی نیز می‌پردازند و با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می‌کنند. در مجموع وضعیت اقتصاد تئاتر را مطلوب ارزیابی نمی‌کنم. به نظر من اقتصاد تئاتر بیمار است و این نا به سامانی به فاکتورهای زیادی بستگی دارد؛ قانون‌های حمایتی و نظارتی خاصی برای چارچوب فعالیت‌های اقتصادی تئاتر وجود ندارد، همچنین در زمینه فروش، گیشه و تبلیغات فعالیت قوی و موثری صورت نمی‌گیرد که خروجی مطلوب و دلخواهی به همراه داشته باشد. به نظر من شرایط فعلی اقتصاد هنر در مشهد، مناسب و شایسته پتانسیل و ظرفیت‌های هنرمندان شهر نیست.

 

و سخن آخر شما؟

در آخر، می‌خواهم از عدم حمایت هنرمندان و بزرگان ردیف اول هنر به ویژه تئاتر انتقاد کنم. هنرمندان پشتشان خالی است و نیاز به حمایت دارند تا با دست خالی و تحت فشار از ادامه فعالیت هنری نا امید نشوند. در همین فضا نظرات غیرمنصفانه و حواشی ناخوشایندی هم وجود دارد که باعث می‌شود افرادی که با علاقه کار می‌کنند از ادامه مسیرشان مایوس شوند و بعد از مدتی کار کردن، از صحنه تئاتر دوری کنند. امیدوارم این نوع نگاه تغییر کند و شاهد حمایت بیشتری از هنرمندان و جامعه هنری به ویژه تئاتر باشیم.

انتهای خبر/هدیه ریحانی

image_print

pishgaman

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *