مرغ مینا؛ یک مسئله جدی برای پایداری محیطزیستی ایران
✍️مهدی کلاهی
گونه “مرغ مینا ” (Common Myna) که در دهههای اخیر بهطور گسترده در شهرها و روستاهای ایران گسترش یافته است، امروز دیگر صرفاً یک پرنده زینتی و قفسی نیست، بلکه بهعنوان یک گونه مهاجم به یکی از چالشهای جدی محیطزیستی کشور تبدیل شده است.
این گونه که منشأ بومی آن شبهقاره هند است، بدون برخورداری از دشمنان طبیعی مؤثر در ایران، با سرعت بالا تکثیر شده و تعادل اکولوژیک بسیاری از اکوسیستمهای شهری، نیمهطبیعی و طبیعی را بر هم زده است.
مرغ مینا با رفتارهای تهاجمی، رقابت شدید بر سر لانه، غذا و فضا، عملاً فرصت بقا را از پرندگان بومی و ضعیفتر سلب میکند. گزارشهای میدانی متعدد نشان میدهد که این گونه، تخمها و جوجههای پرندگان بومی را نابود کرده، لانهها را تصاحب میکند و بهتدریج باعث کاهش تنوع گونهای در بسیاری از مناطق کشور شده است.
این روند، اگر کنترل نشود، در بلندمدت منجر به یکنواختی زیستی و تضعیف تابآوری اکوسیستمها خواهد شد.
پرسش مهم این است که چرا تاکنون کنترل مؤثری بر این گونه اعمال نشده است؟
پاسخ را باید در خلأ سیاستگذاری محیطزیستی، فقدان برنامه ملی مدیریت گونههای مهاجم، ملاحظات احساسی غیرعلمی، و نبود هماهنگی میان نهادهای مسئول جستوجو کرد.
در حالی که در بسیاری از کشورها، مدیریت فعال گونههای مهاجم (از جمله کنترل جمعیت، جلوگیری از تکثیر و محدودسازی پراکنش) یک اقدام پذیرفتهشده و ضروری برای حفاظت از طبیعت بومی است، در ایران این موضوع همچنان مغفول مانده است.
لازم است با تأکید بر اصول علم اکولوژی و اخلاق حفاظت، تصریح شود که حفاظت از تنوع زیستی محلی و بومی، اولویتی بالاتر از تساهل در برابر گونههای مهاجم دارد. حذف یا کنترل هدفمند مرغ مینا، نه از سر دشمنی با یک گونه، بلکه در راستای صیانت از سرمایههای طبیعی، پرندگان بومی، و پایداری سرزمین ایران است.
امروز که مرغ مینا در بسیاری از شهرها و روستاها به گونه غالب تبدیل شده، تعلل بیشتر به معنای از دست رفتن فرصت کنترل کمهزینه و علمی است.
ضروری است سازمانهای مسئول، دانشگاهها، متخصصان و فعالان محیطزیستی با همکاری یکدیگر، برنامهای شفاف، علمی و مرحلهبندیشده برای مدیریت و کاهش جمعیت این گونه مهاجم تدوین و اجرا کنند؛ پیش از آنکه خسارتهای آن، غیرقابل بازگشت شود.


