1

 روایتی از ۲۸ سال مدیریتِ برادرانه در قلب مشهد

هفته گذشته که پای صحبت‌های «علیرضا دل ا‌فروز»، مدیر مجموعه «سفید بره» نشستیم، استقبال مردم مشهد از آن گفت‌وگو فراتر از انتظار ما بود. گویی مردم تشنه‌ی شنیدن قصه‌ی کسب‌وکارهایی هستند که «روح» دارند. در این شماره، برای پاسخ به کنجکاوی مخاطبان، دوباره سراغ او رفتیم تا پرده از جزئیاتِ پشت‌صحنه‌ی این مجموعه برداریم؛ جایی که سنت، نوآوری و میراث یک پدر، با هم تلاقی می‌کنند.

سحری که با «روزیِ حلال» آغاز می‌شود
بسیاری از مشتریان «سفید بره» نظم و آرامش خاصی را در فضا حس می‌کنند. اما این نظم از کجا می‌آید؟ آقای علیرضا دل ا‌فروز، این نظم را وام‌دار «ساعات سکوت» قبل از طلوع خورشید می‌داند. او با لبخندی که رنگ‌وبوی ارادت دارد، می‌گوید: «پدرم همیشه می‌گفت پسرم، خدا روزیِ کاسب‌ها را صبحِ زود تقسیم می‌کند. ما سحرگاه را با همین باور آغاز می‌کنیم. وقتی قبل از طلوع بیدار می‌شوی و برای خدمت به مردم آماده می‌شوی، انرژی مثبتی در کارت جاری می‌شود که انگار به تمامِ آن کاسه‌ها منتقل می‌شود. این لذت‌بخش‌ترین بخش کار ماست.

 

نوآوری در قابِ سنت
در دنیایی که کله‌پزی را شغلی «تکراری» می‌دانند، سفید بره امضای شخصی خودش را دارد. آقای دل ا‌فروز معتقد است: «کاسب موفق نباید در گذشته متوقف شود. نوآوری در هر شغلی ضروری است؛ حتی در کله‌پاچه! ما با ایده‌ی ظروف چدنی، تجربه‌ی سرو غذا را برای مشتری متفاوت کردیم. این چدن‌ها نه‌تنها غذا را داغ نگه می‌دارند، بلکه نوعی احترام به سلیقه‌ی مشتری است که در عصر جدید بسیار برای مخاطب جذاب است.

برادری؛ سکان‌دارِ یک کشتی
اداره کردن یک مجموعه با برادر، همیشه مرز باریکی بین «شراکتِ کاری» و «روابط عاطفی» است. آقای علیرضا دل ا‌فروز درباره‌ی مدیریت داخلی مجموعه می‌گوید: «خوشبختانه ما درگیر حواشی مدیریتی نیستیم. برادرم همیشه با احترام می‌گوید که شما برادر بزرگتر هستید و نظراتتان قابل احترام است. البته ما تقسیم وظایف کرده‌ایم؛ مدیریت کلان با من است و مدیریت داخلی با برادرم. هر دو دقیقا می‌دانیم کجای این کشتی ایستاده‌ایم و به وظایفمان واقفیم.

از فست‌فود تا کله‌پاچه؛ چرا ما هنوز زنده‌ایم؟
در دورانی که فست‌فودها با تبلیغاتِ گسترده و رنگارنگ نسل جوان را هدف گرفته‌اند، سفید بره چگونه سرپا مانده است؟ آقای دل ا‌فروز معتقد است اصالت، برنده‌ی نهایی است: «خدا را شاکریم که ما ایرانی‌ها با غذاهای سنتی گره خورده‌ایم. ذائقه‌ی ایرانی تغییرناپذیر است؛ اگر کیفیت باشد، نسل جوان هم عاشقش می‌شود.» او خاطره‌ای جالب دارد: «بارها خانواده‌هایی آمدند که یکی از اعضایشان اصلاً اهل کله‌پاچه نبود، اما با اصرار خانواده تست کرد و حالا همان شخص مشتریِ پروپاقرص ماست.

 
وقتی از آقای دل ا‌فروز درباره‌ی راز موفقیت پرسیدیم، او به تقدیرنامه‌ها اشاره کرد؛ نه به عنوان وسیله‌ی تبلیغاتی، بلکه به عنوان «گواه بر تعهد». او می‌گوید: «حدود ۲۸ تقدیرنامه و تندیس معتبر، از ایزوهای کیفیت انگلستان تا سرتیفیکت‌های ترکیه و گرجستان را داریم. اما باور قلبی من این است که هیچ رستورانی با غذای بد به موفقیت نمی‌رسد. کیفیت، خط قرمزِ ماست و این تندیس‌ها فقط خروجیِ این وسواسِ ماست.

«قطب‌نمای» پدر؛ درسی که در هیچ کتابی نیست
اما سوال پایانی، قلبِ تپنده‌ی این گفت‌وگو بود. پرسیدیم آن جمله‌ی پدر که امروز مثل یک قطب‌نما به کار می‌آید چیست؟ آقای دل ا‌فروز برای لحظه‌ای سکوت می‌کند و می‌گوید: «یادمه قدیما که کارت‌خوان نبود، پدرم می‌گفت: پسرم، وقتی دخلِ روزانه را می‌بندی، به رقمِ پول نگاه نکن؛ ببین چه پولی واردِ زندگی‌ات می‌کنی. همیشه سعی کن رضایت مشتری را در اولویت بگذاری تا برکت به زندگی‌ات جاری شود. این مهم‌ترین درسی بود که پدرم به ما داد و ما را به اینجا رساند؛ اینکه برای ارزشمند بودن تلاش کنیم، نه فقط برای پولدار شدن.

سخن پایانی سردبیر:
داستان «سفید بره» داستانِ تداوم است. جایی که سنتِ پدر، با مدیریتِ برادرانه و استانداردهای مدرنِ جهانی پیوند خورده است. در هیاهوی کسب‌وکارهای زودگذر، سفید بره به ما یادآوری می‌کند که هنوز هم «برکت» و «کیفیت»، بهترین تبلیغ برای یک کسب‌کار موفق هستند.

سفید بره فراتر از همه
آدرس شعبه مرکزی:بین حرعاملی ۶۰ و ۶۲
آدرس شعبه یک:فداییان یک
تلفن:٠٩٣٣١٨٠٠٩١٥
٠٥١٣٧٢٥٩٩٣٦