قایق سواری با پر ستاره ترین اکران نوروزی ۱۴۰۵
رضا صادقی نیا
فیلم «قایقسواری در تهران» به تهیهکنندگی روحالله سهرابی و کارگردانی رسول صدرعاملی، یکی از آثار سینمایی آماده اکران نوروزی است که با نگاهی تازه به شهر تهران و روابط انسانی در دل این کلانشهر ساخته شده است. به گفته سهرابی، عنوان فیلم الهام گرفته از کتاب محمدعلی سپانلو ـ شاعر نامآشنای تهران ـ است که در آثارش چهره و روح تهران را به تصویر میکشید. صدرعاملی نیز این نام را برای فیلم برگزیده تا پیوستگی خیابانها و جریان پویای زندگی شهری را در قالبی شاعرانه و سینمایی بازنمایی کند؛ جایی که حتی ترافیک، پلی برای ارتباط میان شخصیتهاست.
سهرابی فضای فیلم را ترکیبی از واقعگرایی و فانتزی دانسته است. او توضیح میدهد که هرچند عنصر خیال در داستان دیده میشود، اما تمامی وقایع در بستری کاملاً واقعی و زندگیروزمره تهرانیها روایت میشود. در این اثر، تهران نه صرفاً یک لوکیشن، بلکه شخصیتی زنده است که در نماهای متعدد، از ادارهها و کوچهها گرفته تا تعاملات ساده مردم، جلوهای انسانی و دلنشین دارد. سبک بصری و نگاه زیباییشناسانه صدرعاملی که در آثار پیشینش هم مشهود بود، اینبار تمرکز ویژهای بر نسبت انسان و شهر دارد.
سهرابی از نقشآفرینی پیمان قاسمخانی هم سخن گفته است. او ابتدا صرفاً نویسنده فیلمنامه بود و قرار نبود جلوی دوربین برود، اما پس از مشورتهای متعدد، عوامل تولید به این نتیجه رسیدند که بهترین گزینه برای ایفای نقش اصلی، خود اوست. قاسمخانی با پذیرش این پیشنهاد، به جمع بازیگران پیوست و حضورش به گفته سهرابی، انرژی تازهای به فیلم داده است. در کنار او، بازیگرانی چون سحر دولتشاهی، امین حیایی، زهرا داودنژاد، محمد بحرانی، بنیتا افشاری، آرمیتا قبادی و کسری پرتوی ایفای نقش دارند.
تهیهکننده همچنین بر اهمیت پیام فیلم برای نسل جوان تأکید کرده است. «قایقسواری در تهران» تقابل دو نسل را با نگاهی انسانی و بدون قضاوت تصویر میکند. شخصیت «هدیه» در این میان نقش پیونددهنده نسلها را دارد و کمک میکند تا سوءتفاهمها برطرف و مسیر تازهای برای درک متقابل شکل گیرد. سهرابی معتقد است این روند در دل داستان با هوشمندی و لطافت پیش میرود.
در پایان، او از اکران نوروزی فیلم ابراز امیدواری کرده و میگوید با توجه به مضمون شاد و حالخوش فیلم، نمایش آن در این ایام میتواند حال خوب و حس مثبت تهران را به مخاطبان منتقل کند. در داستان فیلم، «مازیار محقق» مردی میانسال است که پس از ۲۵ سال از آمریکا به ایران بازمیگردد تا با دختری جوان ازدواج کند؛ روایتی درباره بازگشت، شناخت دوباره وطن و پیوند انسان با شهری که در دلش زندگی جریان دارد