اقتصاد پشت صفحه Loading
امیر قدرتی
در جهان امروز، اینترنت دیگر فقط ابزاری برای ارتباط یا سرگرمی نیست؛ بخشی از زیرساخت حیاتی اقتصاد است. همانطور که قطع برق کارخانهها را متوقف میکند و اختلال در شبکه بانکی جریان پول را مختل میسازد، قطع اینترنت نیز میتواند بخش بزرگی از زندگی اقتصادی و اجتماعی را فلج کند. به همین دلیل، اختلالات گسترده اینترنت بینالملل پس از تحولات اسفندماه و جنگ رمضان، صرفاً یک مسئله فنی نبود؛ بلکه نشانهای از آسیبپذیری اقتصادی در عصر وابستگی دیجیتال بود.
در سالهای گذشته، اقتصاد ایران بهتدریج بخشی از فعالیتهای خود را بر بستر اینترنت بنا کرده است؛ از فروشگاههای آنلاین و خدمات بانکی گرفته تا حملونقل، آموزش، تبلیغات، رسانه و هزاران کسبوکار کوچک و متوسط. حتی مشاغلی که در ظاهر ارتباط مستقیمی با فناوری ندارند، امروز بهنوعی به شبکه جهانی داده وابستهاند. در چنین شرایطی، قطع اینترنت بینالملل فقط بهمعنای محدود شدن دسترسی کاربران به چند وبسایت خارجی نیست؛ بلکه اختلال در جریان واقعی اقتصاد است.
نخستین قربانی این وضعیت، اقتصاد دیجیتال است؛ اقتصادی که طی سالهای اخیر، بهرغم همه محدودیتها، توانسته بود بخشی از اشتغال و گردش مالی کشور را به دوش بکشد. بسیاری از کسبوکارهای اینترنتی، فریلنسرها، برنامهنویسان، تولیدکنندگان محتوا و شرکتهای خدمات آنلاین، در روزهای اختلال عملاً با توقف فعالیت مواجه شدند. برای بخش بزرگی از این مشاغل، اینترنت فقط ابزار کار نیست؛ خودِ محل کار است.
اما پیامدهای این وضعیت فراتر از زیان مالی کوتاهمدت است. مهمترین آسیبی که اختلالهای مکرر اینترنت ایجاد میکند، فرسایش اعتماد اقتصادی است. سرمایهگذار، چه داخلی و چه خارجی، بیش از هر چیز به «ثبات» نیاز دارد. در اقتصادی که زیرساخت ارتباطی آن قابل پیشبینی نباشد، تصمیمگیری بلندمدت دشوار میشود. استارتاپها نمیتوانند برای رشد برنامهریزی کنند و کسبوکارها مدام نگران توقف ناگهانی ارتباطات خواهند بود.
در این میان، نیروی انسانی متخصص نیز بیش از دیگران تحت تأثیر قرار میگیرد. برنامهنویسان، تحلیلگران داده، فعالان رسانهای و متخصصان فناوری، بخشی از جامعهای هستند که مستقیماً با اقتصاد جهانی در ارتباطاند. برای این نسل، اینترنت صرفاً یک ابزار مصرفی نیست؛ پنجرهای به بازار کار، آموزش، همکاری و آینده حرفهای است. وقتی این پنجره ناپایدار شود، احساس نااطمینانی نیز افزایش پیدا میکند. به همین دلیل است که اختلالهای ارتباطی، در کنار مشکلات اقتصادی، به یکی از عوامل مهاجرت نیروی متخصص تبدیل شدهاند.
از منظر رسانهای نیز، قطع اینترنت بینالملل تبعات مهمی دارد. در عصر شبکههای اجتماعی، گردش آزاد اطلاعات بخشی از سازوکار اعتماد عمومی است. هرچه دسترسی به اطلاعات محدودتر شود، میدان برای شایعه، روایتهای غیررسمی و فضای مبهم گستردهتر میشود. تجربه نشان داده در شرایط خلأ اطلاعاتی، جامعه بیشتر در معرض اضطراب، اخبار تأییدنشده و قطبیسازی قرار میگیرد.
مسئله مهمتر این است که جهان امروز، بر پایه اتصال مداوم شکل گرفته است. اقتصاد مدرن، اقتصادی شبکهای است؛ جایی که داده، ارتباط و سرعت انتقال اطلاعات، بخشی از مزیت رقابتی کشورها محسوب میشود. در چنین جهانی، کشوری که ارتباطش با اینترنت جهانی ناپایدار باشد، فقط در حوزه فناوری آسیب نمیبیند؛ بلکه از جریان سرمایه، نوآوری و تجارت جهانی نیز فاصله میگیرد.
شاید تا چند سال پیش، اینترنت همچنان کالایی جانبی تلقی میشد، اما امروز بهاندازه جاده، بندر و شبکه بانکی اهمیت پیدا کرده است. همانطور که هیچ اقتصادی با جادههای بسته رشد نمیکند، با اینترنت ناپایدار نیز نمیتواند در رقابت جهانی باقی بماند.
واقعیت این است که قطع اینترنت، فقط خاموش شدن چند صفحه روی نمایشگر نیست؛ خاموش شدن بخشی از اقتصاد، ارتباطات و اعتماد عمومی است. در دنیایی که کشورها برای جذب سرمایه و استعداد رقابت میکنند، پایداری ارتباطات دیگر یک مسئله لوکس نیست؛ بخشی از امنیت اقتصادی است.
شاید مهمترین درس تحولات اخیر همین باشد: در عصر دیجیتال، انزوا فقط سیاسی نیست؛ میتواند اقتصادی، اجتماعی و حتی نسلی باشد. و اقتصادهایی که ارتباطشان با جهان مدام قطع و وصل شود، دیرتر از دیگران به آینده خواهند رسید.