cdi

احیای مرگ تخصص ها در مدیریت شهری

مهندس امین جمیلی دشت بیاض | کارشناس عمران و متخصص شهری

وظیفه  مدیریت  شهری چیست؟

مدیریت شهری صرفا مدیریت مشکلات شهر را بر عهده ندارد بلکه فراتر از این موضوع ، راهبری شهر به سوی توسعه ای همه جانبه و پایدار را بر عهده دارد (پرهیزکار و فیروزبخت، 1822 :11 .)در واقع منظور از مدیریت شهری برعهده گرفتن نقشی فعال در توسعه، مدیریت و هماهنگ سازی منابع برای دستیابی به اهداف توسعه شهری است.

هدف مدیریت شهری چیست؟

هدف مدیریت شهری اطمینان از این امر است که اجزای سیستم به گونهای مدیریت شوند که امکان کارکردهای روزانه یک شهر را فراهم آورند و این امر موجب تسهیل و تشویق همه انواع فعالیتهای اقتصادی شده و ساکنان را به برآوردن نیازهای اولیه خود در مسکن، دسترسی به تسهیلات و خدمات، و فرصتهای تولید درآمد قادر میسازد.

مهمترین عامل پیشرفت، سیستم مدیریت شهری می باشد که در این خصوص دو دیگاه وجود دارد که دیدگاه اول مدیریت متخصص و دیدگاه دوم مدیریت تجربی می باشد. ما در جامعه کنونی و با توجه به رشد سریع جوامع نیاز به استفاده از متخصصین می باشیم که این خود در راستای مدیریت شهری با چالش های زیادی همراه می باشد که بعضا این دیدگاه باعث شده که در زمینه های مختلفی با پیروزی و در زمینه های متعددی با شکست همراه باشد.در دیدگاه دوم برای مدیریت می بایست تجربه کافی و باقی را داشته باشیم تا بتوان از شکست ها جلوگیری کرد. اینجا باید دقت داشت که شکست ها را در مدیریت تجربی فقط جلوگیری می کنیم نه اینکه ریشه زدایی کنیم.

مدیریت ناکارآمد باعث بوجود آمدن چالش های بسیاری در زمینه های مختلف می گردد، حال سوال اینجاست که مدیریت سالم شهری چیست؟

جواب را میتوان در آمیخته کردن مدیریت تجربی و مدیریت متخصص پیدا کرد، همگامی که بتوان ترکیبی متوازن از تخصص و تجربه را داشت میتوان صحیح ترین مدیریت شهری را در آن بازه زمانی دید و همزمان با ریشه زدایی به موفقیت های کلان هم فکر کرد. مدیریت دانش، مدیریت تلفیق تجربه و تخصص می باشد.
مدیریت دانش در جهان بسیار مورد توجه واقع شده است و بر این اساس معرفی قابلیت‏ها و کارکردها و تأثیرات مدیریت دانش ضرورت روزافزونی پیدا کرده است.
هیبارد،مدیریت دانش را فرایند به دست آوردن تخصص گروهی در یک شرکت می‏داند که بالاترین درآمد و ارزش رابه وجود می‏آوردمدیریت دانش را راهبردهای نظام‏مند و فرایندهای تعریف، به دست آوردن، انتقال و به کار بردن اطلاعات و دانش توسط افراد و سازمان برای ایجاد نوآوری، رقابت و ارتقای بهره‏وری تعریف می‏کند.
چه عواملی برای مدیریت  دانش مورد نیاز است؟
اولین نیاز توسعه زیرساخت‏های فناوری می بباشد.برای پیاده‏سازی مدیریت دانش، ابزارها و فنون گوناگونی وجود دارد که توسط فناوری‏اطلاعات پشتیبانی می‏شوند.

در گام بعدی به کارگیری راهبرد مناسب مدیریت دانش است، که انتخاب درست ابزاری که برای رسیدن به اهداف ما مناسب‏تر باشد، از عوامل موفقیت پیاده‏سازی طرح‏های مدیریت دانش به شمار می‏آید.

چه عوامل حیاتی برای موفقیت مدیریت دانش وجود دارد؟
اجرای موفق مدیریت دانش در سازمان مستلزم فراهم‏سازی بسترهای فکری، مهارتی و علمی خاصی است.

کارکردهای مدیریت دانش از نظر شما چیست؟

*ارتباط بهینه با مشتری
مدیریت ارتباط با مشتری را می‏توان مدیریت دانش مشتری به منظور درک بهتر از نیازهای آنان برای ارائه خدمات بهتر در نظر گرفت.

* یادگیری سازمانی
یادگیری، در ذات مدیریت دانش نهفته است؛ حتی برخی از نویسندگان نظیر گاندی، هدف مدیریت دانش را ایجاد سازمان یادگیرنده دانسته‏اند
به طور کلی، برای توسعه ظرفیت‏های یادگیری سازمان، رعایت موارد ذیل ضروری به نظر می‏رسد:
ـ ترویج فرهنگ کارگروهی و یادگیری گروهی؛
ـ حل مسائل و مشکلات به صورت نظام‏مند؛
ـ ارتقای نظام مستندسازی برای ثبت تجارت و سوابق تاریخی در حافظه سازمانی؛
ـ غنی‏سازی بانک‏های اطلاعاتی؛
ـ آموزش مستمر فنون جدید یادگیری؛
ـ ثبت اختراعات و رعایت حقوق مالکیت معنوی افراد؛
ـ رصدکردن و مطالعه هدفمند روند شکل‏گیری و ظهور فناوری‏های نوین؛
ـ برقراری تعامل سازنده با کانون‏های دانش‏آفرین خارج سازمان؛
ـ توسعه روابط با افراد ذی‏نفع سازمانی به منظور اخذ رهیافت‏های جدید؛
ـ ایجاد فضای رقابتی در زمینه یادگیری و مراقبت از هرگونه سوءاستفاده‏های احتمالی؛
ـ تشویق نیروهای دانش به آزمون راه‏کارهای جدید؛
ـ یادگیری از تجارب موفق دیگران؛
ـ گسترش سطح تعامل افراد و کانون‏های دانش با یکدیگر.

 

*اعتلای فرهنگ سازمانی
فرهنگ سازمانی نقش دوسویه دارد؛ یعنی هم نقش تقویت‏کننده و هم تضعیف‏کننده در مدیریت دانش دارد. برای روشن‏تر شدن چگونگی اثرگذاری منفی فرهنگ سازمانی بر مدیریت دانش باید گفت که از نظر هارگاون، آن دسته از فرهنگ‏های سازمانی که از رسمیت فوق‏العاده زیادی برخوردارند و به شدت به مقرّرات و رویه‏های استاندارد عملیات متکی می‏باشند، ممکن است مدیریت دانش را در تنگنا قرار دهند.

لئورنارد و سن سی‏پر، روند عملی بسیاری از سازمان‏ها را در ارزش گذاشتن بیش از حد به تخصص‏های فردی مورد نکوهش قرار داده، آن را موجب کم‏رنگ شدن تعاملات استاد ـ شاگردی تلقّی می‏نماید.

مدیریت دانش از طریق پیگیری
ـ حمایت مجدّانه مدیران ارشد سازمان از فعالیت‏های دانش؛
ـ تقدیر از قهرمانان دانش و الگوسازی آنان؛
ـ لحاظ نمودن معیارهای دانش در ارتقای شغلی افراد؛
ـ فراهم آوردن پاداش‏های مناسب در حمایت از ابتکار عمل‏های دانش؛
ـ ترویج فضاهای رقابتی در بین اعضا و واحدهای سازمانی.

به صورت مستقیم و غیرمستقیم زمینه را برای اعتلای فرهنگ سازمانی فراهم می‏کند.
*رهبری سازمانی و تصمیم‏گیری هوشمندانه
رهبری مناسب یکی از عوامل اصلی موفقیت سازمان‏ها در بهره‏گیری از مزیت‏های مدیریت دانش در سازمان محسوب می‏گردد. در جامعه مبتنی بر اطلاعات و دانایی نیز مدیریت دانش به عنوان ابزار و پایه اصلی رهبری و تصمیم‏گیری‏های هوشمندانه، این امکان را فراهم می‏آورد که تصمیمات صحیح سیستمی و دقیقی بر مبنای شرایط زمان و مکان اتخاذ شود.
*راهبرد بازطراحی فرایندهای سازمانی
با کمک مدیریت دانش، می‏توان به طراحی مجدد فرایندهای سازمانی پرداخت و از این رهگذر، به افزایش ظرفیت دانش سازمان و تقویت آن برای ایجاد ارزش افزوده بیشتر و یادگیری فزون‏تر دست یافت.

*خلاقیت
موفقیت در عصر حاضر در گرو دو عنصر اساسی خلاقیت و نوآوری است. سازمان‏ها به خلاقیت و نوآوری به عنوان یک دیدگاه راهبردی که برای سازمان مزیت رقابتی را به همراه می‏آورد، می‏نگرند. سازمان‏ها بدون یک نظام حمایت‏کننده از خلاقیت و نوآوری، در جهت تولید محصولات و خدمات جدید موفق نخواهند بود

*توجه به دانش افراد و نخبگان
جهت‏گیری توسعه منابع انسانی سازمان‏ها باید به گونه‏ای باشد که در یک روند موزون و رو به افزایش، جذب و پرورش نخبگان به عنوان نیروهای دانشی را در دستور کار خود قرار دهند و زیرساخت‏های لازم را برای پرورش استعدادهای آنان فراهم کنند.
هر قدر سهم منابع دانش در بافت نیروی انسانی سازمان افزایش یابد به همان میزان امکان بیشتری برای بالا بردن ضریب موفقیت مدیریت دانش فراهم می‏آید.
میزان توجه به افراد از عوامل اصلی موفقیت سازمان‏ها در پیشی گرفتن از رقبای خود محسوب می‏گردد. به عقیده برخی محققان، مانند هیتر و مک کین، در شرکت‏های نوین امروزی، توجه به افراد در فرایند مدیریت دانش از اهمیت فوق‏العاده‏ای برخوردار است.
کار را افراد انجام می‏دهند و نه فرایندها… نبوغ حقیقی سازمان به صورتی غیرعادی و اغلب از طریق الهامات است. افراد حقیقی، مسائل حقیقی را از طریق روش‏هایی حل می‏نمایند که فرایندهای رسمی، انتظار آن را ندارند.
یادگیری و کار، هر دو فعالیتی اجتماعی هستند. دانش گروه‏ها در رویه‏ها و روابطی وجود دارد که از کار با یکدیگر پدیدار می‏گردد.
سازمان‏ها شبکه‏ای از مشارکت هستند. هسته اصلی شرکت‏ها، مشارکت است و قلب مشارکت نیز در قلب و روح کارکنان دانشی قرار دارد. تنها کارکنان هستند که ایجاد سازمان پیش‏رو را انتخاب می‏کنند… .

*تبدیل دانش ضمنی به دانش صریح
یکی از کارکردهای عمده مدیریت دانش، معطوف به تبدیل دانش ضمنی به صریح است تا این حجم عمده دانش سازمانی، در چرخه فرایندهای سازمانی و تصمیم‏گیری وارد شود.
از این‏رو، در یک سازمان، صریح‏سازی دانش ضمنی افراد که ناشی از اشراقیات و شهودیات آنان است و ساختاردهی به آن به منظور نشر و اشاعه دانش حاصل از علم و تجربه این افراد در تمامی بخش‏های سازمان، از جمله کارکردهای عمده مدیریت دانش محسوب می‏گردد.

*تولید دانش جدید
مدیریت دانش در سازمان تلاش دارد تا با اشاعه دانش صریح زمینه بهره‏برداری از دانش و تولید دانش جدید را فراهم کند.
نظر نهایی شما در مورد مدیریت شهری چیست؟
می ‏توان اظهار داشت که مدیریت دانش می‏تواند با یکپارچه‏سازی سرمایه‏های دانشی سازمان‏ها در بخش‏های مختلف و تأثیرگذاری مستقیم بر مفاهیمی مانند مشتری‏مداری، یادگیری سازمانی، اعتلای فرهنگ سازمانی، رهبری و تصمیم‏گیری هوشمندانه، بازطراحی فرایندها، تولید دانش جدید و تبدیل دانش ضمنی به صریح و توجه دانش افراد و نخبگان، زمینه ارتقای صحیح فعالیت‏ها و رسیدن به اهداف موردنظر را به همراه داشته باشد.

image_print

pishgaman

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *