1

فصل تازه روابط تهران و پکن

علی روغنگران

روز شنبه هشتم فروردین ماه سند جامع همکاری‌های ایران و چین توسط محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه کشورمان و وانگ یی وزیر خارجه چین، امضا شد. حال به نظر می‌رسد از این پس روابط دو کشور وارد فاز تازه‌ای شود. این سند با عنوان رسمی «برنامه همکاری‌های جامع ایران و چین» ثبت شده و حوزه‌های سیاسی، امنیتی، دفاعی، فرهنگی، کشاورزی، اقتصادی، علمی، جهانگردی، نفت و انرژی، زیرساخت‌های مخابراتی و فناوری ارتباطات، تجارت، بهداشت و سلامت و … را شامل می‌شود. طبق اعلام مقامات تهران و پکن این سند را باید برنامه‌ای سیاسی-راهبردی، اقتصادی و فرهنگی دانست که سویه‌های همه‌جانبه روابط دو کشور در ابعاد مختلف سیاسی – راهبردی، اقتصادی و فرهنگی را در افقی بلندمدت دنبال می‌کند. یکی از مهم‌ترین ابعاد این سند، بعد اقتصادی آن و گسترش روابط دو کشور در حوزه‌های مختلف تجاری، اقتصادی و بازرگانی است؛ چرا که دو کشور بر این موضوع تاکید دارند که ظرفیت‌های بالقوه موجود برای همکاری‌های اقتصادی فی مابین، فراتر از وضعیت کنونی است و در این چارچوب در سند مذکور همکاری‌های دو کشور در حوزه‌های نفت، صنعت و معدن و حوزه‌های مرتبط با انرژی (نیرو، انرژی‌های تجدیدپذیر و …) مورد تاکید قرار گرفته است. از دیگر سو در راستای بهره‌برداری حداکثری از مزایای ژئوپلیتکی و ژئواکونومیک کشورمان، در این سند بر مشارکت موثر ایران در ایده” کمربند-راه ” که چندین سال است، اجرای آن از سوی دولت پکن پی گیری می‌شود، مورد تاکید قرار گرفته است. بر اساس برخی از اخبار منتشر شده در رسانه ها، بر اساس سند مذکور، چین وارد کننده ثابت نفت از ایران خواهد بود، گرچه در حال حاضر نیز علیرغم تحریم‌ها و فشار‌های آمریکا، پکن همچنان به خرید نفت ایران ادامه می‌دهد. همچنین بر اساس اخبار مذکور، ارتقای همکاری‌های بانکی، مالی و بیمه‌ای و گشایش شعب بانک‌های ایران و تاسیس بانک مشترک ایران و چین به ویژه ایجاد پیام رسان ملی میان دو کشور، کمک به ساخت خط آهن در نقاط مختلف کشور، افزایش صادرات فراورده‌های نفتی به چین، کمک و سرمایه گذاری در حوزه زیرساخت‌های انرژی فسیلی، سرمایه گذاری در تقویت کریدور‌های راهبردی که از ایران می‌گذرند، سرمایه گذاری برای توسعه تولید و صادرات انرژی از ایران به کشور‌های منطقه، مشارکت در توسعه سواحل مکران، سرمایه گذاری برای تولید انرژی‌های پاک در مناطق کویری ایران و … از جمله بخش‌های مهم سند است. از نظر کلی تفاهم نامه همکاری ایران و چین قابل دفاع است. بر اساس آن چیزی که تاکنون منتشر شده قرار است چین نفت ایران را بخرد و در مقابل آن به سرمایه گذاری در بحث‌های توسعه‌ای در کشورمان از جمله در بحث‌های ترانزیتی، حمل و نقل، نفت و گاز بپردازند، در این رابطه نفت ایران به عنوان یکی از نفت‌های پایه‌ای در سبد نفتی اوپک قیمتش معلوم است و میزان نفتی که چین هم خریداری می‌کند بهای آن مشخص است. این در حالی است که برخی‌ها امضای تفاهم نامه چین با ایران را با امضای قرارداد این کشور با ونزوئلا در سال 2003 مقایسه می‌کنند و چنین سرنوشتی را نیز برای ایران ترسیم می‌کنند، اما ایران به هیچ عنوان قابل مقایسه با کشوری مانند ونزوئلا نیست. این کشور علیرغم اینکه غنی‌ترین منابع گازی و نفتی را دارد به دلیل آن که فاقد زیرساخت‌های توسعه‌ای است به چنین روزی افتاده، اما در کشور ما زیرساخت‌های توسعه‌ به قدر کافی وجود دارد بنابراین اتفاقی که برای ونزوئلا افتاد برای کشور ما رخ نخواهد داد. قضاوت در مورد جزئیات این تفاهم نامه بسیار زود است، تا زمانی که جزئیات ضمائم اقتصادی این قرارداد مشخص نشود، نمی‌توان در مورد چند و چون این قرارداد و اینکه چنین تقاهم نامه‌ای چه نفعی برای ایران دارد به صورت دقیق صحبت کرد، بنابراین باید زمان ضمائم اجرایی مشخص شود. راه اندازی راه آهن غرب به شرق در کشورمان از جمله پروژه‌های مهم و زیربنایی است که به نظر می‌رسد چین در این باره سرمایه‌گذاری خواهد کرد، همچنین در پروژه‌های مربوط به صنعت نفت گاز و پتروشیمی چینی‌ها وارد کار خواهند شد و در این زمینه سرمایه گذاری‌های لازم را انجام خواهند داد، این پروژه‌ها در خلیج فارس و دریای عمان قرار است به ثمر بنشیند. در شرایط کنونی جمهوری اسلامی با چنین قراردادهای راهبردی، برجام را کنار گذاشته و این به خاطر آن است که دولت جدید آمریکا و شخص بایدن موانع جدی بر سر راه برجام قرارداده، نگاهی که الان بر برجام حاکم است از سوی آمریکا، باعث تقویت نگاه ایران به شرق شده و از سوی دیگر با توجه به شخصی که مسئولیت انعقاد این توافقنامه با چین را بر عهده داشته، این مسئله نشان از اهمیت این قرارداد برای ایران دارد. در حال حاضر لفظ راهبردی را نمی‌توان بر روی این تفاهم‌نامه گذاشت.

زمانی که زمان این تفاهم نامه نهایی شود، قرارداد باید در حضور روسای جمهور دو کشور به امضا برسد، زیرا که در عرف روابط بین الملل اگر قرار باشد بین دو کشور قرارداد راهبردی به امضا برسد، روسای جمهور دو کشور این قرارداد را امضا خواهند کرد. از سوی دیگر چنین سطح همکاری بین دو کشور اقتضا می‌کند که چین ایران را برای عضویت در گروهی مانند بریکس حمایت کرده و راه را برای کشورمان به منظور عضویت در چنین سازمان‌ها و پیمان‌هایی تسهیل کند، همچنین اگر این قرارداد راهبردی محسوب می‌شود باید خارج از نوبت رسیدگی شود. متن امضا شده بین ایران و چین یک چارچوب تفاهم‌نامه‌ای است نه یک قرارداد، دو کشور متعهد شدند که در آینده و در قالب یک قرارداد بتوانند در یک سری مسائل و در یک چارچوب مشخص به همکاری بپردازند. در حال حاضر کانون قدرت و ثروت در جهان در حال چرخش است، آمریکا و به طور کلی غرب در حال از دست دادن جایگاه پیشتاز خود در جهان هستند و این مسئله به دو دلیل است. اول اینکه رفتار‌های ترامپ به عنوان رئیس جمهور سابق آمریکا باعث انحطاط اخلاقی و دیپلماتیک آمریکا شد و انزوای سیاسی این کشور را رقم زد به طوریکه آمریکا از متحد سنتی خود یعنی اروپا فاصله گرفت و از آن طرف نیز انگلستان از اتحادیه اروپا جدا شد، چنین گسستی به چین اجازه داد جایگاه پیشتازی آمریکا را مورد تهدید قرار دهد. مسئله کرونا نیز باعث رکود و ایجاد رشد منفی اقتصادی در کل جهان شد، اما کشوری که توانست طی این یک سال اخیر رشد مثبت اقتصادی را رقم زند چین بود که این موضوع برای قدرت گرفتن این کشور شرایط خوبی را رقم زد، همچنین چینی‌ها چند سالی است که به دنبال احیای جاده ابریشم هستند طی سه دهه اخیر چینی‌ها در سه نقطه آفریقا، آمریکای لاتین و خاورمیانه سرمایه گذاری زیادی را انجام دادند. وزیر امور خارجه چین قبل از سفر به تهران به ریاض و آنکارا نیز سفر کرد، سه کشور ایران، ترکیه و عربستان سرمایه‌پذیر‌ترین کشور‌های منطقه هستند و بدین ترتیب چین می‌خواهد با استفاده از قدرت سیاسی و اقتصادی که دارد نفوذ خود را در منطقه غرب آسیا و خاورمیانه توسعه دهد. در حال حاضر این کشور با انباشت سرمایه و کالا روبرو است و برای همین موضوع نیز ایران می‌تواند یک بازار جذاب برای چین حساب آید. همواره از ابتدای انقلاب تاکنون خصومت ویژه‌ای در ایران نسبت به غرب وجود داشته ولی نسبت به شرق چنین رویکردی وجود ندارد. باید روی جزئیات این قرارداد کار کارشناسی انجام شود و بسیار با دقت موشکافی شده، زیرا چینی‌ها در این موارد بسیار باهوش عمل می‌کنند، به بیان دیگر باید با هوشمندی نسبت به انعقاد قرارداد با چین عمل کرد و مفاد آن را بسیار دقیق و فنی به نگارش درآورد.