1

جهان عاشقانه شیخ

دکتر سیدجداد مرتضایی

عضو هیات علمی دانشگاه فردوسی

اگر ما بخواهیم 5 شاعر بزرگ و تاثیرگذار بر تاریخ ادبیات و فرهنگ ایران زمین برشماریم بدون هیچ تردیدی یکی از این 5 نفر سعدی شاعر و نویسنده بلند آوازه قرن هفتم هجری از سرزمین فارس است.

شخصیت‌هایی مثل سعدی، مولانا و حافظ محدود به یک جغرافیای خاص نیستند و متعلق به تمام مردم و ملت‌ها هستند. سعدی از چند نظر بسیار برجسته و ممتاز است و شاید نتوان شاعر دیگری را با آن مقایسه کرد.

او در هر ژانری که وارد شده است موفق بوده، در غزل فارسی به ویژه غزل عاشقانه فارسی که سعدی استاد آن است و همچنین تعداد اندکی غزل با مضامین عرفانی دارد. در غزل عاشقانه بدون تردید برجسته ترین شاعر فارسی زبان، سعدی شیرازی است.

سعدی مقوله تخلص را در غزل باب می کند ما قبل از سعدی تخلص را در شعر و غزل داشتیم اما با سعدی در بیت آخر و ما قبل آخر حتما تخلص شاعری بیاید این موضوع باب می شود و قطعیت پیدا می کند. در قالب غزل فارسی سعدی بدون هیچ تردیدی محوری ترین موضوعش عشق است آن هم عشق مجازی است.

در چند صد غزل سعدی ما شاهد مضمون و موضوعات تکراری هستیم که این موضوعات تکراری به گونه ای بیان شده اند که برای مخاطب غیر مکرر به نظر می رسد. مضامین ابیات غزل های سعدی تقریبا 15 الی 20 موضوع خلاصه می شود که این تعداد در چند صد غزل سعدی آنقدر متنوع به کار رفته است که هرگز تکراری به نظر مخاطب نمی آید.

اهل ادب و تذکره‌های فارسی گفتند که شعر سعدی، سهل ممتنع یعنی آسان سخت است. وقتی شما شعر سعدی را می خوانید در وهله اول گمان می کنید که سرودن شعر به این شکل آسان است اما وقتی بخواهید خودتان شعر بگویید سخت و غیر ممکن می شود.

سعدی در ژانر غزل بسیار از نحو طبیعی زبان یعنی ساختارهای نحوی متنوع در جمله ها استفاده می کند. مثل کلامی که روزمره به کار می بریم. وقتی بخواهید شعر را به نثر برگردانید خیلی نیازی به جابه جایی اجزای کلام نیست، با کمترین جابه جایی می توانید آن بیت را به نثر برگردانید و گاهی حتی نیاز به جابه جایی نیست. به طور مثال در در بیت (ای نفس خرم باد صبا   از بر یار آمده ای، مرحبا / قافله‌ی شب! چه شنیدی ز صبح؟   مرغ سلیمان! چه خبر از صبا؟) نیازی به جابه‌جایی کلمات نیست برای برگرداندن به نثر. خیلی ساده و آسان به نظر می رسد اما سرودن آن بسیار دشوار است.

سعدی به نحو بسیار زیبا و چشم نواز و قابل توجه از مقوله تکرار در شعر و غزل های خودش استفاده کرده مخصوصا تکرار واژه . منتهی تکرار واژه ای که توام با جناس تام می شود. یعنی ظاهر کلمه ها یکی است اما معنی متفاوت. تکرار بسیار چشم نواز و بسیار زیباست در شعر سعدی.

از در درآمدی و من از خود به در شدم / گویی کز این جهان به جهان دگر شدم ( در مصرع اول 3 بار کلمه در را داریم که معنی آنها با یکدیگر متفاوت است)

ما را سریست با تو که گر خلق روزگار     دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم ( در این بیت سه بار کلمه سر تکرار شده بدون اینکه برای خواننده ناخوشایند باشد)

گلستان سعدی

گلستان سعدی نثر آمیخته به نظم و یک شاهکار بی نظیر و بیش از 70 اثر به تقلید از گلستان نوشته شده است. بهارستان جامی، روضه خلد مجد خوافی و در دوران قاجار کتاب پریشان اثر قاانی به تقلید از گلستان سعدی نوشته شده است اما هیچکدام ویژگی گلستان را ندارد.

در گلستان انقدر موسیقی سجع طبیعی و در جای خود قرار دارد که هیچ انسانی احساس تصنعی و ساختگی بودن از کلام را نمی کند.

انقدر این حکایت ها دلچسب و شیرین هستند و برآمده از تجربه های ناب که با بیان و زبان شگفت انگیز عرضه شده اند که خواننده را محصور خود می کنند.

30 سال سفر به سعدی تجربه های بسیاری آموخته بود که این تجربه ها در طول این سفرها همراه با قلم ، چیره دستی و توانایی سعدی اثری پدید اورد به نام گلستان .

در گلستان، سعدی جهان را همانگونه که هست توصیف کرده با تمام ویژگی هایی که دارد. با زشتی ها و زیبایی ها، خوبی و بدی ، تاریکی و روشنی که دارد.

در برخی از قسمت های گلستان تناقض هایی را مشاهده می کنیم که آگاهانه هستند. تناقض در گلستان ناشی از تناقضی است که در روزگار ما وجود دارد.

تربیت، نااهل را چون گردکان بر گنبد است ( تربیت هیچ اثری ندارد و اگر آدم بخواهد نا اهلی را تربیت کند مانند گردویی است که بخواهند بر گنبد نگه دارند که نمیشود)

پسر نوح با بدان بنشست خاندان نوبتش گم شد  سگ اصحاب کهف روزی چند پی نیکان گرفت و مردم شد (اینجا درباره تاثیر تربیت میگوید ولی در بیت قبل اثر نداره تربیت نداره)

این ظاهرا تناقض اما در اصل سعدی داره این تناقضاتی که در اندیشه و در فکر و خیال ما هست در همه جهان ما و به انها اعتقاد داریم بیان میکنه. خود ما هم دارای این تناقض هستیم .

بنابراین در گلستان شما با جهان به همان گونه ای که هست مواجه هستین و حکایتهای دلچسب و شیرینی که انسان هیچگاه از خواندنش سیر نمیشه از قدیم میگن شما گلستان در 7 سالگی میخونانند در 70 سالگی میفهمند .

بوستان سعدی

بوستان سعدی در حقیقت مدینه فاضله سعدی است. بوستان در قالب مثنوی سروده شده است. در اصل بوستان جهان مطلوب و آرمانی سعدی است.

در بوستان شما جهان را آنگونه که دوست دارید باشد میبینید. نظم بوستان سعدی بسیار پخته است. ( نحو یا لحن طبیعی در بوستان هم بسیار نمودار و قابل توجه است)

وقتی مجموعه آثار سعدی را نگاه می کنید با یک انسان شگفت انگیز مواجه می شوید که بر موضوعات مختلف مسط و دارای زبان و بیانی بی نظیر است.

بر حدیث من و حسن تو نیفزاید کس حد همین است سخندانی و زیبایی را – این بیتی که سعدی سروده دقیقا مصداق خودش است.

در بیشتر قصاید سعدی متن و ستایشی که نزد شاعران دیگر میبینید در قصاید سعدی از آنها هیچ خبری نیست قصاید سعدی با زبانی استوار است.

سعدی جسارت نصیحت کردن و پند و اندرز دادن به ممدوح خودش را دارد که شاید هیچ شاعر در گذشته جرعت نمی کرد ممدوح خودش را اینگونه نصیحت کند.

سعدی از دیرباز ملقب به لقب شیخ بوده است این شیخ بودن سعدی برخواسته از احترامی است که دیگران برای سعدی بودند.

ما می توانیم بسیاری از شاعران کلاسیک تاریخ ادبیات فارسی را کنار بگذاریم بدون اینکه لطمه ای به زبان و ادبی فارسی وارد شود اما اگر قرار باشد سعدی را حذف کنیم قطعا به بخش بزرگی از تاریخ ادبیات ما لطمه بسیار بزرگی وارد میشود.

مرحوم دکتر یوسفی از سعدی تعبیر بسیار قشنگی دارند: ما هم امروزه به زبان سعدی سخن میگوییم، زبان سعدی بیش از 7 قرن با ما فاصله دارد اما وقتی شعر و نثر سعدی را می خوانیم در فهم آن دچار مشکل نمی شویم. بعضی از واژگان که به فرهنگ لغت مراجعه می کنیم و یا برخی از پیچیدگی هایی که بسیار جزئی است.

این خیلی هنر که بعد از بیش از 7 قرن به زبانی سخن بگوییم و به زبانی بنویسم. مردم 800 سال از شعر و زبان سعدی استفاده خواهند کرد و بهره خواهند برد.

پیشنهاد من این است که مردم ما دوباره مراجعه کنند و گلستان بخوانند غزلهای سعدی بخوانند و لذت ببرند. غزل های سعدی و گلستان کم نظیر است.

حکایت های گلستان برای ساختن زندگی بسیار بسیار مناسب است. در خیلی از انها عبرت و پندی به صورت غیر مستیقیم نهفته است. حاصل تجربه های بسیاری است که در سفر آموخته با قلم و بیانی کم نظیر و ستودنی در حقیقت…