1

کودکی گمشده در شبکه‌های اجتماعی

مریم اصغری
به دلیل نوپا بودن ورود شبکه های اجتماعی در ایران، هنوز به طور شایسته و بایسته، فرهنگ استفاده صحیح چنین بستری در جامعه فراهم نشده است و از این رو، شاهد عجیب ترین اتفاقات در عالم مجازی هستیم که بعضا باعث بدنامی ایران شده است. امروزه انتشار هر نوع دیتایی در فضای مجازی برای تمام اقشار جامعه به امری بدیل تبدیل شده است و قریب به اکثر مردم حداقل از یک شبکه اجتماعی استفاده می کنند، چرا که بخشی از زندگی و حتی شغل آن ها در ارتباط تنگاتنگ با استفاده از این شبکه ها است، اما هنوز این خلا احساس می شود که چرا بی آنکه فرهنگ استفاده از فضای مجازی را آموخته باشیم، استفاده از آن با چنین سرعتی در حال رشد است؟ در این بین همه افراد از عکس و فیلم به عنوان یک ابزار ارتباطی برای انتقال احساسات و عواطف، تبلیغات، اطلاع رسانی و… استفاده کرده و طبیعتا با این انتخاب یا به دنبال کسب درآمد و یا محبوبیت و مطرح شدن در جامعه هستند.
استفاده ابزاری از جذابیت های کودکانه
آنچه که امروزه بعضا با آن مواجه می شویم، ایجاد صفحه های شخصی برای کودکان است که حتی پیش از تولد و از دوران بارداری تصاویر آن ها در آن صفحه انتشار یافته و این کار تا سال های متمادی ادامه دارد و در این بین، نظر شخصی کودک به هیچ عنوان مورد توجه قرار نگرفته و گاها مطرح نیست. همچنین استفاده ابزاری از زیبایی و جذابیت های کودکانه نیز، به امری جدیدالوقوع تبدیل شده و در بعضی شرایط خانواده ها از این ابزار استفاده کرده تا یا گامی در راستای محبوبیت و فخرفروشی برداشته و یا با جذب فالوور و برندسازی از کودک در شبکه های اجتماعی، به کسب درآمد دست پیدا کنند. آنچه که مسلم است این است که هر نوع رفتاری که ما امروزه در مواجه با کودکان انجام می دهیم، در آینده آن ها تاثیرات به سزایی دارد. اساس شکل گیری شخصیت یک کودک، در ابتدا در دستان خانواده است و اگر با بی توجهی به صدمات ناشی از اقدامات روزمره خود، به همین منوال ادامه دهیم، در آینده شاهد آسیب های شخصیتی و معضلات اجتماعی این افراد در جامعه خواهیم بود. چرا که آن ها در ابتدای سن بلوغ، ناگهان خود را از همه قید و بندهای قانونی و اخلاقی رها می بینند و تصور می کنند شرایط باید کما فی السابق ادامه پیدا کند. مسلما حریم خصوصی برای کودکان نیز تعاریف خاص خود را دارد و با سهل انگاری نباید حقوق اساسی آن ها را مورد تجاوز قرار دهیم.
بی اعتمادی نسبت به والدین
کارشناس ارشد روانشناسی بالینی در ارتباط با آسیب شناسی این رفتار می‌گوید: عکس گرفتن و ثبت لحظات زیبا و شیرین کاری های کودکان، مسئله جدیدی نیست و از گذشته های دور در ایران مرسوم بوده است. امروزه با امکانات پیشرفته، این ثبت لحظات به پیش از تولد کودک هم رسیده و این به خودی خود مساله ساز نیست و حتی دیدن این تصاویر برای کودک در بزرگسالی خود نیز لذت بخش است.
به گزارش روزنامه” روزنامه صبح امروز” بهناز شیبانی نوقابی، در مصاحبه با خبرنگار این رسانه می‌افزاید: انتشار این تصاویر در فضاهای مجازی، باعث ایجاد آسیب های گاها غیرقابل جبرانی در روند رشد شخصیت کودکان خواهد شد و نوعی بی اعتمادی نسبت به والدین را درکودک ایجاد خواهد کرد. کشورهای دیگر سال ها است با مشکلات به وجود آمده از انتشار عکس های کودکان و عواقب آن درگیر شده و حتی قوانینی سختگیرانه برای پیشگیری از آن تصویب کرده اند.
وی تاکید می‌کند: انتشار تصاویر کودکان در فضای مجازی، علاوه بر اینکه نقض حریم شخصی کودکان محسوب می شود، به نوعی حق ناشناس بودن را از کودکان می گیرد که باعث محدود شدن کودکان برای حضور در مکان های عمومی می شود. معروف شدن کودک در فضاهای مجازی و انتشار عکس وی در این فضاها، علاوه بر اینکه ممکن است این کودکان را مورد توجه افرادی که دچار انحراف پدوفیلی (کودک آزاری) هستند قرار دهد، می تواند باعث مورد توجه قرار گرفتن های آزار دهنده در بزرگسالی آن ها نیز شود. با توجه به ابراز نظرهای مختلف و گاها غیرواقعی در شبکه های اجتماعی در رابطه با عکس ها و فیلم های کودک، این مسائل می تواند باعث شکل گیری آسیب هایی در شخصیت این کودک در آینده شود، چرا که کودک تا قبل از ۱۱ سالگی ادراک چندانی نسبت به نظرات فضاهای عمومی ندارد. اما ادامه روند در بزرگسالی با توجه افراطی برای خوب به نظر آمدن در جلو دوربین و عکس ها نیز، ناخودآگاه مشکلات و اختلالاتی وابسته به ظاهر را برای این کودکان ایجاد می‌کند. هرچند که تحقیقات و مطالعات کمی در این زمینه انجام شده و نمی توان ابراز نظر اساسی داشت.
بهناز شیبانی ادامه می‌دهد: علاوه بر این مساله، رد پای این عکس ها از کودکی تا بزرگسالی در فضای مجازی همچون سایه-ای، فعالیت ها و مسیر آینده شغلی و ارتباطات وی را حتی بدون خواست قلبی او مورد تاثیر قرار می دهد. همچنین استفاده کالایی یا ابزاری از زیبایی و یا جذابیت های کودکانه یک کودک برای جذب فالوور و به تبع آن کسب درآمد، در شخصیت-سازی برای آینده کودک خطرآفرین است. به گونه ای که کودک نوعی بی اعتمادی و احساس سواستفاده والدین نسبت به خود را تجربه می کند که اثرات روانی آن گاهی شاید باعث دوری عاطفی و روانی کودک از والدینش می‌گردد.
او در پایان بندی صحبت های خود تاکید کرد: والدین باید فرهنگ استفاده از فضای مجازی را آموزش ببینند. آن ها باید آشنایی کامل با حریم ها و امکانات مختلف و حتی نرم افزارها و اپلیکیشن های مختلف نصب شده در وسایل الکترونیکی خود را داشته باشند تا از هر گونه سو استفاده جلوگیری کنند. همچنین والدین باید به این مساله توجه کنند که اصلا عکس برهنه یا نامناسب از حمام، کنار ساحل، استخر و… از فرزند خود نگیرند و اگر می خواهند عکسی را به اقوام نزدیک، حتی پدربزرگ و مادربزرگ نشان دهند، از کودک خود اجازه بگیرند تا در کودک احساس امنیت و اعتماد را ایجاد کنند و با این رفتار حفظ حریم شخصی خود و دیگران را نیز به او آموزش دهند.
این موج اجتماعی به این زودی ها فروکش نمی کند
دکتر هادی وضیعی، کارشناس و مدرس جامعه شناسی نیز در ارتباط با نقش رسانه ها در تسریع این روند بیان می‌کند: جامعه ای که در آن تنوع رسانه ها وجود داشته باشد را نمی توان کنترل کرد. در هر جامعه ای، همیشه عده ای هنجارشکن هستند که عرف جامعه را خیلی نمی پذیرند و تابع ارزش های جامعه نیستند. اگر به کلیه انتشارات و بازنشرهای مجازی به صورت مثبت نگاه کنیم، خواهیم دید که این افراد نه به شکل غرض ورزی، بلکه به دلیل نوعی ناآگاهی ناخواسته اقدام به نشر تصاویری مثل تصاویر کودکان می کنند. طبیعتا این دسته از افراد شاید به دنبال شیوع ارزش های جدید در جامعه باشند.
وی ادامه می‌دهد: انتشار تصاویر و فیلم های کودکان به هر نحوی چه برای کسب درآمد و یا تنها صرفا به دلیل سرگرمی و جذب محبوبیت در اجتماع، یک موج اجتماعی است که باید فروکش کند و احتمالا به این زودی ها امکان پذیر نیست. موج رسانه ای و موج ارزشی وقتی به راه می افتد به سختی قابل کنترل است و طبعا تبعات منفی و مثبت زیادی دارد. اما جدای از بحث شخصیت سازی ناخواسته توسط عواملی چون پدر و مادر در این کودکان، مسئله حائز اهمیت دیگر الگوسازی در جامعه است. کودکانی که در معرض این رفتار قرار می گیرند، ممکن است اقدام به الگوبرداری و کپی رفتار از شخصیت های محبوب و مورد توجه جامعه کنند و طبیعتا وقتی کودکان نتوانند به آن جذابیت دست پیدا کنند، تبدیل به افرادی سرخورده و در نهایت جامعه گریز می شوند و این احساس در آن ها ایجاد می‌شود که جذابیتی که مناسب سن و سالشان باشد را ندارند. بالطبع سطح توقع ایجاد شده یک الگوی کاذب است، چراکه هیچ دو انسانی مانند یکدیگر نیستند. بنابراین این مبحث نه تنها به شخص، بلکه می تواند آسیب هایی را به بدنه جامعه نیز وارد کند.
دکتر وضیعی با تاکید بر تاثیر جایگزینی اشتباه ارزش ها در جامعه بیان می‌کند: هر جامعه ای از لایه های سطحی و عمقی تشکیل شده که در این بین لایه های عمقی به نوعی جهت دهنده به رفتارهای ما هستند که متشکل از ارزش ها، باورها، اعتقادات، سنت ها و… هستند. به واسطه هردوره تغییر نسل که درجامعه صورت می گیرد، بخشی از این ارزش ها به روزرسانی می شود و بخش دیگری که افراد در جامعه به لحاظ سطح تفکر و دیدگاه، آن ها را نمی پذیرند، منقضی شده و ارزش های جدید جایگزین آن ها می‌شود. گاها ممکن است این ارزش های جدید به حدی با سنت های پیشین در تضاد باشد که شاهد نوعی انقلاب اجتماعی باشیم. در این میان ممکن است که جامعه ای بخواهد به لحاظ ارزشی پایدار بماند که طبیعتا وظیفه نسل پیشین است که ارزش ها را به نسل بعدی منتقل کند. من معتقدم نسل پیشین ما، به صورت ناخواسته و غیرعمد نتوانسته است نسل فعلی را در خصوص حفظ حریم خصوصی و شان انسانی افراد، جایگاه انسانی و همچنین جایگاه خانواده آگاه کند. چرا که نسل پیشین، انتظار بروز تنوع رسانه های مختلف را نداشته است.
شخصیت خودشیفته
فاطمه کمالی حسین زاده، مشاور حوزه کودک و اختلالات دوران کودکی در این رابطه توضیح می‌ دهد: انتشار تصاویر از کودکی در فضای مجازی باید از ابعاد مختلف مورد بررسی قرار گیرد. یکی از این ابعاد بررسی عامل خانواده است که چه اهدافی از این کار دارند و آیا به خاطر بحث بازاریابی این کار را می کنند و یا به خاطر کمبودهایی که خود از لحاظ شخصیتی به آن دچار هستند؟ همچنین باید بدانیم والدین از لحاظ شخصیتی چه تیپ شخصیتی دارند؟ چراکه ممکن است با انتشار تصاویر و فیلم های کودک خود، تنها بخواهند با این کار نمونه ها و جلوه هایی از زندگی خود و موفقیت در پرورش کودکشان را به نمایش بگذارند. بنابراین درگام اول نوع فرهنگ خانوادگی جامعه را باید بررسی کرد تا ریشه این معضل را یافت و در گام دوم باید این موضوع را نیز مورد بررسی قرار داد که آیا این کار با فرهنگ ایرانی اسلامی ما تطبیق دارد و اگر تطبیق ندارد چرا خانواده ها به این سمت کشیده می شوند؟
او ابراز می‌کند: کودکی که از نوزادی تصاویرش درفضای مجازی منتشر می شود و در آینده هم خود و هم اطرافیانش این تصاویر را می بینند، با دو نوع حس مواجه است. در مرحله اول حسی که به اودست می دهد می تواند به این شکل باشد که این اتفاق مورد پسند کودک است و ممکن است منجر به ایجاد نوعی حس برتری کاذب نسبت به بقیه کودکان در او شود. چرا که خانواده به طور ناخودآگاه شخصیت خود شیفته ای را تربیت می کنند که کارش انتشار تصاویر لحظه ای از خود است و در احساس دوم، اگر عکس ها مورد پسندش نباشد و مخالف این اتفاق باشد دچار اضطراب و افسردگی می شود و به لحاظ هویت-یابی جنسیتی دچار مشکل می شود و حس حرمت نفس و اعتماد به نفس را به سمت و سوی خوبی پیش نمی برد. بنابراین ممکن است نوعی احساس تنفر از خود و خانواده داشته باشد. در کل این حرکت مطابق با فرهنگ ما نیست و اولین حرکت در راستای مدیریت این شرایط بررسی علل گرایش خانواده ها به سمت چنین حرکاتی است.
ضرورت ایستادگی در مقابل تبدیل ضدارزش ها به هنجارها
طبیعتا تنها در یک مطلب نمی توان تمام زوایای پنهان این موج جدید را مورد بررسی قرار داد، اما مسلما کودکان نیز حقوق و حریمی دارند که به آن باید احترام گذاشت و شخصیت آن ها را از ابتدا متقارن با فرهنگ ایرانی پرورش داد. به طور قطع الگوهای اشتباه می‌تواند در آینده یک نسل تاثیرگذار باشد و چه بسا با ناآگاهی به ترویج ضد ارزش هایی بپردازیم که به بخشی از هنجارهای جامعه تبدیل شده است. هم گام و همسو بودن با موج های ایجاد شده، در اغلب موارد با شکست مواجه می شود و برای تربیت نسلی آگاه و ممانعت از پرورش نسلی خفته و جوزده، باید از امروز اندیشید.