1

تجاوزی که بی پاسخ نماند 

علی روغنگران

روز 31 شهریورماه 1359 با به پرواز درآمدن 192 فروند از انواع هواپیمای جنگنده بمب‌افکن و به حرکت درآمدن 12 لشکر پیاده، زرهی و مکانیزه به سمت مرزها و داخل خاک ایران، سردمداران رژیم بعث عراق کلید شروع جنگی را علیه نظام نوپای جمهوری اسلامی و ملت ایران زدند که امیدوار بودند حداکثر ظرف یک هفته به پایان برسد لیکن این جنگ هشت سال به طول انجامیده و به دفاع مقدس مشهور شد.31 شهریور در واقع شروع رسمی جنگ بود، اما خیلی قبل تر شواهد و تحرکات عراق، نشان از یک جنگ قریب الوقوع می‌داد. رژیم بعث عراق قبل شروع حملات گسترده خود، بیش از 15 ماه عملیات نامنظم علیه کشورمان انجام داد. به همین جهت اولین دستورالعمل گسترش ارتش جمهوری اسلامی ایران در تاریخ 27 آبان ماه سال 58 در ارتباط با بحران مرزی در غرب و جنوب غربی کشور صادر شد و نیروی‌های زمینی، هوایی، دریایی و ژاندارمری وقت، حرکات نیروهای عراقی را تحت نظر داشتند و نیروی زمینی ارتش، نیروهای اطلاعاتی خود را در منطقه خوزستان و غرب، فعال تر کرده بود. جنگ تحمیلی عراق علیه ایران یکی از طولانی‌ترین، خون بارترین و ویرانگرترین جنگ‌های دنیا پس از جنگ جهانی دوم و البته جزو پرافتخارترین و حماسه آورترین روزهای تاریخ ایران اسلامی است.

قرارداد الجزایر

در اسفندماه سال 1353 سران اوپک در الجزایر جمع بودند که هواری بومدین، رئیس جمهور الجزایر، بعد از جلسه مشترک با محمدرضا پهلوی، شاه ایران و صدام معاون رئیس جمهور عراق، گفت:«خوش وقتم به اطلاع شما برسانم روز گذشته توافقی بین دو کشور برادر ایران و عراق برای پایان دادن به اختلافات آنها حاصل شده است.»

15 اسفند همان سال متن توافقنامه ایران و عراق منتشر و به قرارداد الجزایر معروف شد. عراقی‌ها صدام را تحسین کردند، اما از آنجا که ایران در درگیری‌های قبل از توافق الجزایر برتر بود، مردم منتظر قرارداد بهتری بودند. طارق عزیز وزیر خارجه عراق، بعدها گفت که شاه ایران پیش از اعلام موافقت با قرارداد الجزایر به تردید افتاده بود. به او خبر دادیم اگر این پیمان بسته نشود، ناچار دست کمونیست‌ها و مخالفان حکومت ایران را در مرزها بازخواهیم گذاشت. پس شاه با قرارد موافقت کرد.

بهانه شروع

شب 26 شهریور سال 59، صدام مسرور و مغرور، اعضای مجلس ملی عراق را به جلسه‌ای اضطراری دعوت کرد و اعلام کرد حالا که ایرانی‌ها به قرارداد الجزایر پایبند نیستند، ما هم آن را بی اعتبار می‌دانیم. صدام در نطقی گفت که عراق تصمیم تاریخی اش را برای پس گرفتن آب و خاکش با زور گرفته است. بر همین اساس، بسیاری از مورخان جنگ، روز 26 شهریور ماه را آغاز جنگ عراق علیه ایران می‌دانند، چرا که در این روز صدام قرارداد الجزایر را مقابل دوربین‌های تلویزیون بغداد، پاره کرد و کشور خود را مالک مطلق اروندرود که آن را «شط العرب» می‌نامید و جزایر سه گانه ایران را متعلق به اعراب دانست. صدام می‌گفت که ایرانی‌ها جزایر سه‌گانه عرب‌ها را اشغال کرده‌اند و در مسائل داخلی عراق دخالت می‌کنند. اما حتی کشورهای دوست عراق هم این دلایل را بهانه‌ای بیش نمی‌دیدند. الکواری، نماینده قطر در سازمان ملل، معتقد است که این دلایل وقتی در بوته آزمایش قرار گیرند، متاسفانه نادرست و فاقد مصداق خواهند بود. حتی با فرض این که ایران پیش از آغاز جنگ در نقاطی به خاک عراق تجاوز کرده باشد، این تجاوزات حمله عراق به ایران را توجیه نمی‌کند. عمل عراق نقض آشکار اصل عدم استفاده از زور بود. اما جامعه بین‌الملل به دلایلی آمادگی نداشت در دوران جنگ این نظر را بر زبان آورد. هیچ کس از حوادث روزهای آینده و شعله‌های جنگی که به زودی دو کشور را در خود فرو می‌برد باخبر نبود. اما همه می‌دانستند اتفاقاتی خواهد افتاد. مقاله نویس آبزرور،30 شهریور در مقاله یورش عراق به سوی ایران بدون دوست نوشت که عراق در طول سه هفته گذشته بسیاری از پاسگاه‌های مرزی ایران را نابود کرده و بخش‌های کوچکی از اراضی ایران را به تصرف خود در آورده است. مشخص نیست که آیا هدف صدام فقط ایجاد تغییر در قرارد 1975 الجزایر است یا او چیزهای دیگری در سر دارد. ایران به دلیل بحران گروگان‌های آمریکایی دوستان خود را از دست داده است. صدام اکنون فکر می‌کند مناسب‌ترین فرصت را برای درهم ریختن و بی‌ثبات کردن ایران به دست آورده است. کسانی که صدام را می‌شناسند معتقد هستند هدف او در دست گرفتن رهبری خلیح فارس و جهان عرب است.

صدام در رویای تکرار همان چیزی بود که روز پنجم ژوئن 1967 روی داد، در آن روز نیروی هوایی رژیم صهیونیستی 65 درصد از هواپیماهای مصر را روی باند فرودگاه‌ها از بین برده بود. بعد اسرائیلی‌هاجنگ را شش روزه از کشورهای متحد عربی برده بودند. جنگنده‌های عراقی به پرواز درآمدند و فرودگاه‌ها و پایگاه‌های هوایی ایران را بمباران کردند. اما گزارش‌هایی که از بمباران‌ها می‌رسید، ناامید کننده بود. عراقی‌ها یک هواپیمای مسافری ایران رازده بودند اما یک هواپیمای سنگین بمب افکن از نوع توپولوف شوروری را از دست داده بودند.

مقاومت و ایستادگی ارتش

ارتش عراق در ساعت 13:30 روز 31 شهریورماه با وارد کردن 192 فروند جنگنده، 12 لشکر مجهز پیاده و زرهی و 30 تیپ مستقل خود در استان‌های کرمانشاه، ایلام و خوزستان جبهه‌ای به طول 1200 کیلومتر را گشود و این در حالی بود که تنها لشکر81 زرهی، لشکر92 زرهی، تیپ84 پیاده خرم‌آباد و تیپ 37زرهی را در مقابل خود داشت که استعداد کل این یگان‌ها کمتر از 50 درصد بود. اما نیروی زمینی ارتش با پشتیانی نیروی هوایی با همین تجهیزات و نیروها، مقابل ارتش مجهز و تا بن دندان مسلح عراق، مقاومت دلیرانه ای کردند که دشمن و کشورهای معاند را متعجب کرد. نیروهای ایران با به اجرا درآوردن عملیات تاخیری توانستند در موقعیت مناسب پدافندی، ارتش متجاوز عراق را از ادامه پیشروی بیشتر به سوی اهداف از پیش تعیین شده باز دارند و به جز در محدوده خرمشهر و سوسنگرد، در سایر مناطق ناگزیر به اتخاذ پدافند اجباری شد و در واقع ارتش مجهز عراق، آثار مقاومت و شهادت طلبی ارتش ایران را درک و اولین ضربه کاری را احساس کرد و ماشین جنگی‌اش زمین‌گیر شد.

«کارتر»رئیس جمهور وقت آمریکا در همان روز شروع جنگ در یک کنفرانس خبری که با عجله برگزار شده بود، گفته بود: « امیدواریم مسئولان ایران برسر عقل آمده باشند.» روز اول جنگ، صدام به مردم عراق و ایران گفت ناخواسته به این جنگ کشیده شده است و مجبور است به ارتش دستور دهد به حملات ایرانی‌ها پاسخ قاطع دهند.

صدام گفت:تا نیم ساعت دیگر کمر ایران، خواهد شکست

وفیق السامرایی از فرماندهان سازمان اطلاعات عراق، لحظه رسمی شروع جنگ را اینطور روایت می‌کند: «ظهر 22 سپتامبر 1980، 192 هواپیمای جنگنده نیروی هوایی عراق پرواز کردند سمت هدف‌هایشان در خاک ایران، همزمان فرمانده کل قوا، صدام حسین، چفیه  قرمز به سر و نوار فشنگ به کمر بی‌آنکه درجات نظامی‌اش را نصب کند، وارد اتاق عملیات شد. عدنان خیرالله وزیر دفاع به او گفت: سرور من، جوان‌ها بیست دقیقه قبل به پرواز درآمدند و صدام گفت: تا نیم ساعت دیگر کمر ایران، خواهد شکست.»

برای اولین مرتبه در اخبار ساعت 14 روز 31 شهریورماه خبر بمباران فرودگاه مهرآباد تهران، به مردم مخابره شد. روزنامه کیهان درباره حال و هوای فرودگاه و اتفاق‌های رخ داده در آن روز، نوشت:«یکی از کارمندان هواپیمایی گفت که به هنگام مراجعت از فرودگاه به خانه متوجه شدم 3 فروند هواپیما با فاصله نسبتا کمی بر فراز فرودگاه در حال پرواز هستند. از آنجایی که حدس می‌زدم هواپیماها خودی باشند چندان توجهی نکردم، تا اینکه صدای انفجار برخواست و آنگاه متوجه شدم که بمب انداخته‌اند. یک شاهد دیگر درباره نوع هواپیماهای بمباران شده در این حمله گفت که دو هواپیما در این هجوم دچار آسیب شده‌اند که یکی از آنها هواپیمای 707 و متعلق به شرکت هواپیمایی بود و دیگری یک فروند هواپیمای سی 130 بود. او همچنین گفت که هواپیماهای دشمن 3 فروند و از نوع میگ بوده است.»

مردم تهران با شنیده شدن صدای انفجار در غرب تهران برای اطلاع از وقوع حادثه به خیابان‌ها ریخته و با مشاهده بمباران فرودگاه، برای کمک به حادثه دیدگان به سمت آن منطقه رفته بودند که مامورین انتظامی اطراف فرودگاه از مردم خواسته بودند که اطراف فرودگاه را ترک کنند و در صورت نیاز به کمک مردم، از طرف مقامات مربوطه اطلاعیه صادر خواهد شد. در خاطرات روز شروع جنگ آمده است: «عملیات هوایی عراق کاملا ناموفق بود، اما ایرانی‌ها را وحشت زده کرد. مردم ایران هنوز نمی‌دانستند چه شده است. کمتر از دو ماه از کشف کودتای نوژه می‌گذشت و بسیاری به گمان کودتایی دوباره به پادگان‌ها ریختند تا نظامیان کودتاچی را سرکوب کنند، اما خبر رسید عراق حمله  کرده است.»

صدام مرگ خویش را نزدیک کرد

در کتاب «انقلاب در بحران» آمده است که: «مردم شعله‌های آتش را در نقاط مختلف شهر تماشا می‌کردند. همه مضطرب بودند، حتی نماینده‌های مجلس که فریاد می‌زدند: پس نیروهای نظامی ما کجا هستند؟ همان روز مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی، رئیس وقت مجلس به دیدار امام خمینی رفت. آیت الله خمینی آرام و مطمئن بود و می‌گفت صدام مرگ خودش را نزدیک کرد. آنقدر نیرومند و مصمم این را گفت که هاشمی هم روحیه گرفت.»

اما فقط فرودگاه مهرآباد تهران نبود که مورد حمله جنگنده‌های عراقی قرار گرفت. در ساعت 13:45دقیقه 6 هواپیمای میگ عراقی باند فرودگاه اهواز را بمباران کردند. خبرنگار کیهان از اهواز گزارش داده بود: «این واقعه در حالی اتفاق افتاد که حدود 600 نفر در فرودگاه حضور داشتند. بر اثر این حمله قسمتی از باند فرودگاه اهواز ویران شد و چند تن نیز زخمی شدند.»

آنچنان که بعدها گفته شد این حمله زمانی اتفاق افتاد که مسافران پرواز 228 از اهواز عازم خارک، بوشهر و شیراز بودند. در این هنگام بود که در بخشی از فرودگاه صدای مهیبی برخواست و در پی آن دو راکت توسط میگ عراقی به قسمت جلویی سالن مسافران پرتاب شد و کلیه شیشه‌های سالن فرودگاه فرو ریخت. هواپیماهای عراقی بعد از حمله و یکبار دور زدن بر فراز فرودگاه از محل دور شدند. در پی این حمله، نیروهای نظامی در نقاط مختلف خوزستان به حالت آماده باش درآمدند. حدود ساعت یک و 50 دقیقه، 8 میگ عراقی، فرودگاه و چند نقطه حساس دیگر شهر تبریز با 11 راکت مورد حمله قرار گرفت. در پی این حمله یک فروند هواپیمای مسافربری تهران – تبریز که قرار بود ساعت 2 بعدازظهر در فرودگاه تبریز به زمین بنشیند تغییر مسیر داده و در اصفهان به زمین نشست. همزمان با این واقعه فرودگاه همدان و پایگاه هوایی نوژه این شهر نیز مورد حمله جنگنده‌های عراقی قرار گرفت و خساراتی به آن وارد شد. در همین حال خبرگزاری پارس اعلام کرد که مسئولان فرودگاه شیراز به دلایل امنیتی پروازهای عادی شرکت هواپیمایی ایران (هما) از فرودگاه شیراز را نیز تا اطلاع ثانوی لغو کرده‌اند. فرودگاه‌های بوشهر، آبادان، کرمانشاه، فرودگاه‌های سنندج و مرکز سپاه، پایگاه نوژه، جزیره مینو، اسلام آباد و اصفهان از دیگر نقاطی بودند که مورد حمله جنگنده‌های عراقی قرار گرفتند. همزمان با آغاز عملیات هوایی، نیروی زمینی عراق از سه جبهه و در هر جبهه با یک سپاه، حمله زمینی خود را شروع کرده که سپاه اول از جبهه شمالی، سپاه دوم از جبهه میانی و سپاه سوم از جبهه جنوبی پیشروی خود را آغاز کردند.

پاسخ نیروی هوایی ایران به تهاجم عراق

در پی حمله هوایی دشمن در 31 شهریور، نیروی هوایی ایران بزرگترین عملیات هوایی خود را علیه عراق انجام داد. آیت‌الله خامنه‌ای، نماینده امام در شورای عالی دفاع، ضمن گزارشی به مجلس اظهار داشتند که نیروهای هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران از صبح حدود پانزده مرکز مهم نظامی عراق، از جمله جنوب بغداد و شهر موصل را هدف قرار داد. در این عملیات 140 هواپیما ماموریت داشتند که تقریبا همگی به سلامت برگشته‌اند و از چند فروند اطلاعی در دست نیست. از بعد از ظهر 31 شهریور که حملات هوایی عراق شروع شد تا نیمه شب، 10 میگ عراقی سرنگون شد و یک فانتوم از ایران آسیب دید و برنگشت. یکی، دو ساعت بعد از حمله عراقی‌ها، حملات هوایی ایران شروع شد.

کارشناس آمریکایی: پایگاه‌های ایران به خوبی طراحی شده بودند

«آنتونی کردزمن» کارشناس آمریکایی معتقد است: «به نظر می‌رسید عراق با توجه به این حقیقت، حمله هوایی را انجام داد که فقط 18 تا 50 درصد هواپیماهای جنگی ایران عملیاتی‌اند و ساختار فرماندهی این کشور در وضع نابسمانی است. عراق فراموش کرده بود که جنگ اعراب و اسرائیل نشان داد حتی بهترین نیروی هوایی هم نمی‌تواند یک نیروی هوایی دیگر را در داخل پایگاه‌هایش وقتی خوب پناه گرفته باشند، نابود کند. عراق محدودیت‌های عملیاتی هواپیماهای جنگی‌اش را نیز نادیده گرفته بود. توان هوایی عراق 80 تا 90 سورتی پرواز به مدت حداکثر سه روز بود، در صورتی که برای رسیدن به هدفش نیاز به صدها سورتی پرواز در روز داشت. آنها تمام جنگنده‌ها و بمب افکن‌هایشان را به میدان آوردند و ادعا کردند خسارت سنگینی به ایرانی‌ها زده‌اند، اما در واقع اولین شکست عراق همین حمله هوایی بود. به عنوان مثال در حمله به فرودگاه مهرآباد، بمب‌ها به شکل پراکنده در منطقه وسیع پرتاب شده بود که حتی در مواردی که به باندها هم خورده بود، خسارت محدودی داشت. پایگاه‌های ایران به خوبی طراحی شده بودند.»