1

موسیقی درمانی

«زندگی بدون موسیقی اشتباهی بیش نیست.» فردریش ویلهلم نیچه، فیلوسوف آلمانی

موسیقی درمانی استفاده بالینی، از ابزار و سازهای موسیقی است در راستای رسیدن به اهداف درمانی شامل: خلق آثار هنری،آواز خواندن، حرکات ریتمیک، گوش فرا دادن به موسیقی و… .

جالب است بدانید بخش‌هایی از مغز حین شنیدن، نواختن و حرکات ریتمیک فعال می‌شوند.

موسیقی درمانی در مورد انواع مختلفی از هنرجویان مثل عقب ماندگان ذهنی،کودکان اتیستیک، افراد دچار آسیب‌های حسی، معلولین و بیماران پیر مورد استفاده قرار می‌گیرد. باید اضافه کرد که تاکید بر حرکت بدنی و نواختن سازها می‌تواند در ایجاد مهارت‌های حرکتی و ادراک مثلا مفاهیم چپ و راست، بالا و پایین، جلو و عقب و…کمک کند.

موسیقی با کلام می‌تواند گفتار را تحریک و به رشد گفتار و زبان کمک کند. موسیقی به عنوان واسطه‌ای در بیدار ساختن افکار و احساسات ناخودآگاه به کار می‌رود و خودآگاهی را به سطوح روشن‌تر و عمیق‌تر شعور گسترش می‌دهد. در موسیقی درمانی لزوم بر یادگیری ساز موسیقی توسط درمان جویان نیست. به وسیله موسیقی درمانی کاهش اضطراب، افسردگی و نگرانی، نیز تقویت چشم و دست، بهبود مهارت‌های حرکتی و افزایش نظم و دقت، قابل مشاهده بوده است.«آوا درمانی» عامل تکرار و کشیدن حروف صدادار مثل (ای ی ی) و…و یا تقلید صدای حیوانات همراه با نظم متریک موسیقی است.

شنیدن موسیقی موجب آزاد شدن ماده آرامش بخش «اندروفین» و«آدرنالین» می‌شود که موجب تسکین درد، کاهش ترس و اضطراب و تنظیم فشار خون می‌شود. موسیقی با ایجاد لبخند بر لبان کودکان اتیستیک _این بیماری ناشناخته _که درونی‌ترین دنیاها را دارند، می‌نشیند و چه ارتباط قوی و خوبی با موسیقی درمانگر برقرار می‌کند،گویی تنها موسیقی است پلی میان دنیای خودشان و دنیای بیرون. در پاسخ گویی حرکتی به موسیقی بسیاری از نواقص کودکان مبتلا به اختلالات حرکتی بهبود پیدا می‌کند و پاسخ به محرک‌های منظم موسیقی به کودکان نشاط و شادابی نیز می‌بخشد. اضافه بر این‌ها در حرکت‌های موزون، کودکان طریق تفکر موفق را با تلاش برای دادن پاسخ مناسب و به موقع به یک محرک می‌آموزند.

حالا بهتر است به جمله آغازین یادداشت از فردریش ویلهلم نیچه بازگردیم که «زندگی بدون موسیقی اشتباهی بیش نیست!». اصلا شاید نیاز به این همه دلیل و ادله هم نباشد و ضروری نباشد برای اثبات این گزاره که موسیقی نقش درمانی دارد، از فیلوسوفی در قرن نوزدهم و یا از پزشکان و روانشناسان و رواندرمانان سخنی آورد! (هرچند این ادله علمی بر صحت و قوت استدلال می‌افزاید)، فقط کافی است وقتی خیلی پریشان و آشفته‌اید قطعه‌ای موسیقی آرام گوش دهید و آن وقت خواهید دید که چگونه همه چیز در ذهنتان تسکین می‌یابد. این تسکین که احتمالا تجربه خیلی از ماست، خود دلیلی است بر ارزش و اهمیت موسیقی و نقش درمانی آن در زندگی انسان.

 

یادداشتی از محمد ضروری