1

مشکل فقط پول نیست!

به جرئت می‌توان گفت که اساس و ریشه هر ان چه خوبی در جامعه است را باید در بنیان خانواده جستجو کرد؛ خانواده ای که می‌تواند سازنده یا ویران کننده آینده باشد و ازدواج اولین مرحله برای ورود به این جریان است. خیلی‌ها می گویند که در این روزگار پر از مشکل مالی و بیکاری چگونه باید ازدواج کرد و وقتی نمی‌شود هزینه‌های اولیه زندگی را درآورد یک نفر دیگر را هم با نداری‌های خود به بدبختی بکشانیم، اما هستند گروهی که شب تا صبح را در خیابان‌های این شهر با خودروهای چند صد میلیونی طی می‌کنند، اما باز هم از ازدواج و تشکیل خانواده فراری‌اند.

برای حل مشکل ازدواج آن دسته که بخاطر نداشتن وضعیت مالی مناسب عقب می‌افتد، حرف‌های زیادی شنیده‌ایم اما برای این گروه که به اصطلاح پول‌هایشان از پارو بالا می‌رود و گاهی فساد را به ازدواج ترجیح می‌دهند، چه فکری باید کرد؟!

اتفاقیه در گفتگو با اساتید حوزه روانشناسی و جامعه شناسی تلاش کرده است تا دلایل این واقعیت تلخ در قشر مرفّه جامعه و همچنین راه مقابله با آن را مورد بررسی قرار دهد.

از دسترسی آزاد به غذاهای متنوع تا سیری کاذب / ارتباطات آزاد مانع ازدواج قشر مرفّه

روانشناس و مشاور خانواده در گفتگو با اتفاقیه با بیان این که هر چند باید حداقل‌هایی از لحاظ مالی برای ازدواج وجود داشته باشد اما این همه دلیل برای تأخیر در ازدواج و یا عدم آن در برخی افراد نیست و بیشتر سبک زندگی و ضعف شخصیتی خود این افراد است که مانع ازدواج به موقع می‌شود، گفت: بخواهیم یا نخواهیم قشر مرفه تا حدی باورهای اعتقادی ضعیف تری دارند و چون باورهای اعتقادی ضعیف تر است پس ملاحظه ای برای عدم ارتباط با جنس مخالف ندارند و وقتی این ارتباطات وجود دارد دیگر نیازی به ازدواج احساس نمی‌کنند؛ همانطور که اگر در یک آشپزخانه مقداری از انواع غذاها را فرد امتحان کند، دیگر اشتهایی به خوردن غذای اصلی ندارد.

سید مجتبی حورایی، در اینباره افزود: دوره جوانی مثل روزه در ماه مبارک رمضان است که سحری‌اش بلوغ و افطاری‌اش ازدواج است. اگر کسی مسائل را رعایت کند و یک سری دوستی‌ها، روابط و معاشرت‌ها را نداشته باشد، تمایل و نیاز برای ازدواج در او شکل می‌گیرد اما وقتی این گونه نباشد و ارتباطات گسترده و متنوع وجود داشته باشد، نوعی سیری کاذب در فرد ایجاد می‌شود و تمایل به ازدواج از بین می‌رود.

وی با اشاره به روابط نامحدود دختران و پسران دارای وضعیت مرفّه اقتصادی، تصریح کرد: در جوامع روستایی که روابط بین دختر و پسر به این شکل معنا و جایگاهی ندارد، ما شاهد هستیم که جوانان زودتر هم ازدواج می‌کنند، چون این تمایل و دغدغه را دارند اما این موضوع هر چه به سمت شهرهای بزرگ‌تر می‌آییم، کمتر می‌شود، چون بدون ازدواج هم نیازهایشان تا اندازه ای برطرف می‌شود.

پیامدهای اجتماعی تأخیر در ازدواج

کارشناس خانواده صداوسیما درباره پیامدهای این تأخیر در ازدواج اضافه کرد: با به تعویق انداختن ازدواج انتظارات بالا می‌رود و این موضوع خود هم به نوعی مانع ازدواج می‌شود. جوانی دارای یک شور و هیجانی است که برای تحکیم پایه‌های اولیه خانواده لازم است و تأخیر در ازدواج و افزایش سن این شور را از بین می‌برد و همچنین هم امکان به دنیا آمدن فرزندان سالم در سن بالا کم است و هم افزایش فاصله سنی با کودکان تربیتان ها را به مخاطره می‌اندازد. امنیت اجتماعی و فردی هم با عدم ازدواج به خطر می‌افتد. وقتی هیجانات فرد به شکل درستی پاسخ داده نمی‌شود، این موضوع روی تمرکزهای کاری او هم اثر می‌گذارد، درحالی که ازدواج این ارامش را به فرد می‌دهد.

عادت به زندگی آزاد و عدم مسئولیت پذیری مانع ازدواج است

حورایی پایین آمدن حس مسئولیت پذیری در بین جوانان رشد یافته در خانواده‌های مرفّه را عامل اصلی بی علاقگی آن‌ها به ازدواج و روی آوردن به رفتارهای ناهنجاری مانند ازدواج سفید برشمرد و گفت: افراد مرفه معمولاً به دلیل این که همواره در تأمین کامل زندگی کرده‌اند، خیلی افراد مسئولیت پذیری نیستند و همیشه برای رفع نیازهایشان به والدینشان اتکا کرده‌اند. بنابر این ازدواج چون یک تکلیف‌هایی دارد و تعهدهایی را می‌طلبد، این افراد که عادت به زندگی آزاد دارند، زیر بار مسئولیت نمی‌روند. دوستی و ازدواج سفید مسئولیت خاصی در پی ندارد و به همین دلیل هم بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد.

لزوم عزم ملی برای حل مشکلات اجتماعی

وی تلاش برای حل مشکلات فرهنگی و اجتماعی در این رابطه را نیازمند یک عزم ملی دانست و افزود: رفع مشکلات در موضوعات این چنینی نیازمند یک عزم ملی است و با رفتارها و فعالیت‌هایی کوچک مانند سخنرانی و … حل شدنی نیست. درست است که هر خانواده باید تلاش کند اما جامعه در کل باید از کودکی تا جوانی افراد را برای ازدواج مهیا کند، یعنی رویکرد جامعه به این سمت برود و دانشگاه، مدرسه، خانواده، تلویزیون، دولت و … به سمتی برود که افراد برای ازدواج ترغیب و آماده شوند اما در حال حاضر این گونه نیست. بسیاری از مشکلات این چنینی دارای ریشته های فرهنگی هستند؛ بسیاری از مجری‌ها و بازیگران تلویزیون ما که مطرح هستند و به عنوان الگو از آن‌ها یاد می‌شود، ازدواج نکرده‌اند. حرکت‌های فردی دیگر اثرش را از دست داده و برای چنین موضوعاتی باید حرکت سیستمی، برنامه ریزی شده و ملی صورت گیرد و یک اتفاق همه جانبه فرهنگی باید رخ دهد.

کاهش اهمیت ازدواج به عنوان یک آرش اجتماعی

علیرضا عزیزی، کارشناسی ارشد جامعه شناسی و پژوهشگر اجتماعی با بررسی این موضع از نگاهی دیگر به تغییرات فرهنگی و اجتماعی در دهه‌های اخیر اشاره کرد و گفت: درباره کاهش علاقه به ازدواج در اقشار برخوردار و مرفه جامعه به نظر می‌رسد بیش از هر چیز نیاز به تغییرات فرهنگی و اجتماعی ای داریم که بویژه در دهه‌های اخیر، در جامعه مان رخ داده است. در این باره، می‌توان به سه تغییر عمده در ارزش‌های طبقه مرفه، شیوه زندگی، و نیازهای جوانانشان اشاره داشت. ارزش‌ها، در واقع آن آرمان‌ها و محرک‌های فرامادی ای هستند که محرک و شکل دهنده شیوه زندگی طبقه مرفه می‌باشند. در این باره، نخست باید به این موضوع اشاره داشت که به طور کلی اهمیت ازدواج به عنوان یک ارزش اجتماعی در دهه‌های اخیر رو به کاهش نهاده است، که طبقه مرفه نیز از این قاعده مستثنی نیست و چه بسا که در طبقه مرفه، به جهت برخورداری از شیوه‌های متنوعی از لذت و مصرف، تمایل به ازدواج نیز کمتر شده باشد. در واقع، در دهه‌های اخیر، شیوع مصرف گرایی و برخورداری از لذت‌های متنوع و در دسترس، جوانان طبقه مرفه را به سطحی از استغناء از تجربه لذت و مصرف رسانده لذا اهمیت ازدواج به عنوان گزینه ای برای رهایی از محرومیت و تجربه لذت‌های تازه در زندگی فردی آن‌ها کاهش یافته است.

وی در اینباره اضافه کرد: از سویی دیگر، برای طبقات متوسط و محروم جامعه، ازدواج عمدتاً گام بزرگی برای ساختن زندگی آینده و استقلال مالی، شخصیتی و اجتماعی محسوب می‌شود و فرد بواسطه ازدواج می‌تواند به تجربه‌های تازه ای در زندگی فردی و اجتماعی دست یابد، حال آن که برای یک فرد از طبقه مرفه، ازدواج لزوماً گام بزرگی در راستای تحول در شیوه زندگی نیست، گاها چالشی در راستای کاهش آزادی‌های فردی تعبیر می‌شود، لذا کمتر هیجان و تمایل لازم برای تن دادن به آن مشاهده می‌گردد.

نگاه سرمایه گذاری قشر مرفّه به مسئله ازدواج

عزیزی تصریح کرد: دیگر آن که، باید به این موضوع اشاره داشت که از گذشته دور، یکی از مهم‌ترین ارزش‌های طبقه مرفه، حفظ قدرت و منزلت اجتماعی خود در سطح جامعه بوده است که یکی از مهم‌ترین روش‌های ضمانت آن، ازدواج درون گروهی، به معنای ازدواج با ثروتمندان هم کیش بوده است. این امر به معنای نوعی هم افزایی در ثروت و حفظ منزلت اجتماعی برای آن‌ها محسوب می‌شده است.

پژوهشگر اجتماعی تأکید کرد: در واقع، ازدواج فرزندان برای برخی از گروه‌های ثروتمند جامعه نوعی سرمایه گذاری محسوب می‌شده است که می‌تواند آن‌ها را به جایگاه بالاتری به لحاظ اقتصادی و منزلت اجتماعی برساند، اما برخی عوامل در وضعیت کنونی باعث افزایش ریسک سرمایه گذاری برای چنین خانواده‌هایی شده است. در دوره معاصر، از یک سو، عدم ثبات اقتصادی و افزایش تحرک اجتماعی و ظهور مداوم گروه‌های ثروتمند جدید (نوکیسه‌ها) و ریزش گروه‌های ثروتمند قدیم، ازدواج اهمیت و ضمانت خود را برای هم افزایی میان گروه‌های ثروتمند از دست داده است. از سویی دیگر، به جهت، کاهش ثبات و پایداری ازدواج‌ها، بعضاً ازدواجی که با هزینه بسیار زیاد و تعهدات مالی فراوان اتفاق می‌افتد، ممکن است به یک خسارت اقتصادی بزرگ برای خانواده تبدیل گردد، لذا در بستر چنین ازدواج‌های متزلزل با تعهدات مالی عظیم، با کاهش تمایل خانواده‌ها- حداقل کاهش اصرار آن‌ها- برای ازدواج فرزندانشان روبرو هستیم.

وی خاطرنشان کرد: دلیل دیگری که در این باره می توان به آن اشاره داشت، نوعی دوگانگی در نوع نگاه دختران طبقات مرفه به ازدواج می باشد. در واقع، آن ها با آن که در بستر یک وضعیت مدرن زیست می نمایند، همچنان با برخی از ارزش ها و تصورات زنان سنتی همراه می باشند. تعبیری که می توان در این باره از آن استفاده نمود، اصطلاح یونگ پیرامون ناخودآگاه جمعی است. ناخودآگاه جمعی دختران طبقه مرفه مبتنی بر تصوری از ازدواج است که در آن مرد مسئول معیشت و ارائه آزادی به زن می باشد، امری که زنان در طول تاریخ به واسطه ازدواج آن ها را بدست می آورند. حال آن که در وضع موجود، که دختران از امکانات بیشتری برای اشتغال، استقلال مالی و به تبع آن آزادی های اجتماعی بیشتری برخوردارند به نوعی خود را مستغنی از همسر – در چهره سنتی آن – می بینند و لذا کمتر تمایلی برای آن نشان می دهند. بدین لحاظ، به نظر می رسد تغییر نگرش دختران طبقه مرفه در راستای انتخاب همسر به عنوان یک همراه زندگی، فارغ از نیازهای اقتصادی و اجتماعی می تواند قدمی در راستای بهبود وضع موجود تلقی گردد.

 

گزارشی از مصطفی قویدل